خداپرست بود و مىگفت : لا إله الّا اللّه و بتها را نمىپرستيد . تا پس از آنكه خدا بر پيغمبر وحى فرستاد . مردى بر ابو ذر گذشت و به او گفت : مردى در مكّه هست كه او نيز مانند تو مىگويد لا إله الّا اللّه و گمان مىكند كه پيغمبر است . سپس حديث مسلمان شدن ابو ذر را در صفحهء 164 آورده است .
در بخش مناقب از صحيح مسلم نيز نخستين از دو حديث بالا را به همان عبارت ابن سعد آورده « 1 » و نيز به اين عبارت : . . . دو سال پيش از بعثت پيغمبر نماز گزاردم . عبد اللّه گفت : پرسيدم : روى خود را به كدام سو مىكردى ؟ گفت : به همان سوى كه خدا روى مرا بدان بگرداند . « 2 »
و به عبارت ابو نعيم ابو ذر گفت : من چهار سال پيش از اسلام نماز گزاردم . « 3 »
( ابن جوزى نيز حديث ابو نعيم را آورده است « 4 » ) .
در گزارشى كه ابن عساكر آورده است مىخوانيم كه ابو بكر دست ابو ذر را گرفت و گفت : ابو ذر ! آيا تو در زمان جاهليت هم خداپرست بودى ؟ گفت : آرى ، مرا مىديدى كه نزديك به آفتاب مىايستادم و همچنان نماز مىگزاردم تا گرماى آن آزارم مىداد و مانند ردا و روپوشى مىافتادم . پرسيد : به كدام سوى رو مىكردى ؟ گفت : نمىدانم به هرسوى كه خدا روى مرا به آن مىگردانيد . « 5 »
2 - ابن سعد آورده است كه ابو ذر گفت : من پنجمين كسى بودم كه اسلام آورد « 6 » و در عبارت بهتر : گويند كه وى پس از چهار كس مسلمان شد و در عبارتى ديگر : گويند كه او پس از سه كس مسلمان شد و گويند : پس از چهار كس . و در عبارت حاكم آمده كه وى گفت : من چهارم مسلمانان بودم . پيش از من سه تن مسلمان شدند و من چهارمين بودم و به عبارت ابو نعيم : وى گفت : من چهارمين مسلمان بودم و پيش از من سه تن مسلمان شدند و من چهارمى بودم . و به عبارت مناوى وى گفته : من چهارمين مسلمان بودم . و به
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم : 7 / 153 .
( 2 ) . همان : 7 / 155 .
( 3 ) . حلية الاولياء : 1 / 157 .
( 4 ) . صفة الصفوة : 1 / 238 .
( 5 ) . تاريخ ابن عساكر : 7 / 218 .
( 6 ) . طبقات ابن سعد : 4 / 161 .