خوىهاى نيك سزاوارتر است زيرا شاعر گفته :
- هرگاه از دوستت لغزشى سر زد در پى آن باش كه براى لغزشش عذرى بتراشى .
و ياران ما اين گونه توجيه و تأويلها را دربارهء كسانى مانند عثمان مىپذيرند كه احوال او شايستهء توجيه و تأويل باشد امّا در مورد كسانى مانند معاويه و همگنانش كه اين شايستگى را ندارند هرچند همصحبتى پيامبر را دريافته باشند چنين توجيه و تأويلهايى را ناروا نمىدارند و اگر احوال و كارهاى كسانى چنان باشد كه نتوان آن را راست انگاشت و نادرستى آن را چاره نمود دليلى براى توجيه آن نيست .
بسيار دشوار است كه ميان اين دو خليفه ( عثمان و معاويه ) و ميان كارهايشان جدايى بنهيم ، زيرا هردو از يك ريشه برآمده و در كارهاشان با يكديگر برادر و برابرند ، كه هيچ يك از راه ديگرى سر برنمىتابد و اكنون اندكى تأمل كن تا در آينده از حقيقت جريان آگاهت گردانيم .
با من بياييد تا ديدهء كاوشگرانه را به كار گيريم .
مىدانى كه ابو ذر در ايمان به حق چه مقامى داشته و بر مبناى عقيدتىاش چه استوار و جايگاه او در جهان فضيلت چه و الا بوده ؟ دانش او به كجا رسيده و در راستگويى تا چه پايگاهى بر رفته و در پارسايى و بزرگى و سختگيرى در كار خدا چه محلى را اشغال كرد و حضرت رسول خدا او را در چه مرتبهاى مىشناخته ؟ اگر نمىدانى بيا و بنگر :
عبادت پيش از بعثت پيامبر ، پيشگامى در مسلمانى و پايدارى او بر حقيقت
1 - ابن سعد آورده است كه عبد اللّه بن صامت گفت : ابو ذر گفت : من سه سال پيش از مسلمان شدن و برخورد به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نماز مىگزاردم . عبد اللّه پرسيد : براى كه ؟ پاسخ داد :
براى خدا . باز پرسيد : رو به كدام سوى مىكردى ؟ گفت : به هرسوى كه خدا روى مرا به آن بگرداند . « 1 »
و نيز از طريق ابو معشر نجيح آورده است كه گفت : ابو ذر در دورهء جاهليت نيز
هامش
( 1 ) . طبقات ، ابن سعد : 4 / 161 .