تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
را در پناه گيرد ؟ « 1 » - در يارى پيامبر و الا جايگاه چندان ايستادگى نمود تا بنيادهاى اسلام استوار گرديد . - در پاسدارى از آستان او به برترين گونه‌اى تلاش و پيكار نمود تا كار پيامبر راهنما بالا گرفت . - در برابر گزندهاى قرشيان ناسپاس با چنان دليرىاى نگهبان او بود كه گردنگشان در برابرش زبون گرديدند . - با شكيبايى خود بر هردرد سر و اندوهى چيرگى يافت كه داستان پناهنده شدن به شعب ابو طالب ، خود گوشه‌اى از آن همه اندوه است . - وه ! چه گرامى ياور و پشتيبان و سرپرستى براى سرور مردمان بود . - همين سرفرازى براى او بس كه سرپرستى رسول خدا با او بود . - زبان رساى او در ستايشگرى وى در برابر دشمنانش ، از شمشير بود . - او را از سروده‌ها و سخنان چندان هست كه جهان را آكنده از روشنايى مىنمايد . - و ما را ، هم از ايمان او آگاه مىسازد و هم از اينكه او از سوى پروردگارش بر راه راست بوده است . - ام القرى [ مكه ] از فروغ او درخشيدن گرفت و هرفروزشى پرتوى از طور وجود اوست . - چگونه چنين نباشد با آنكه او پدر فروغ‌هاست و جاى رخ نمودن خورشيدها و ماه‌ها . - هرگوهر درخشنده و پرتوافكنى از او پديد مىآيد ، پس چگونه خواهد بود او كه خاور خاورها است ؟ - مهر سپهر بزرگوارى و سرفرازى است و پدر از نيا خسرو آن تخت بوده . - برترى از آن اوست كه از بزرگى به بزرگى رسيده و آن خود چيزى است كه از بزرگان به ارث برده است .
هامش
( 1 ) . « م » : يس و طه هم دو نام از نام‌هاى پيامبر است و هم نام دو سوره از قرآن كه براى دور بودن از چشم زخم خوانده و آويخته مىشود .