را در پناه گيرد ؟ « 1 »
- در يارى پيامبر و الا جايگاه چندان ايستادگى نمود تا بنيادهاى اسلام استوار گرديد .
- در پاسدارى از آستان او به برترين گونهاى تلاش و پيكار نمود تا كار پيامبر راهنما بالا گرفت .
- در برابر گزندهاى قرشيان ناسپاس با چنان دليرىاى نگهبان او بود كه گردنگشان در برابرش زبون گرديدند .
- با شكيبايى خود بر هردرد سر و اندوهى چيرگى يافت كه داستان پناهنده شدن به شعب ابو طالب ، خود گوشهاى از آن همه اندوه است .
- وه ! چه گرامى ياور و پشتيبان و سرپرستى براى سرور مردمان بود .
- همين سرفرازى براى او بس كه سرپرستى رسول خدا با او بود .
- زبان رساى او در ستايشگرى وى در برابر دشمنانش ، از شمشير بود .
- او را از سرودهها و سخنان چندان هست كه جهان را آكنده از روشنايى مىنمايد .
- و ما را ، هم از ايمان او آگاه مىسازد و هم از اينكه او از سوى پروردگارش بر راه راست بوده است .
- ام القرى [ مكه ] از فروغ او درخشيدن گرفت و هرفروزشى پرتوى از طور وجود اوست .
- چگونه چنين نباشد با آنكه او پدر فروغهاست و جاى رخ نمودن خورشيدها و ماهها .
- هرگوهر درخشنده و پرتوافكنى از او پديد مىآيد ، پس چگونه خواهد بود او كه خاور خاورها است ؟
- مهر سپهر بزرگوارى و سرفرازى است و پدر از نيا خسرو آن تخت بوده .
- برترى از آن اوست كه از بزرگى به بزرگى رسيده و آن خود چيزى است كه از بزرگان به ارث برده است .
هامش
( 1 ) . « م » : يس و طه هم دو نام از نامهاى پيامبر است و هم نام دو سوره از قرآن كه براى دور بودن از چشم زخم خوانده و آويخته مىشود .