مرد رسند مال خدا را غنيمتى براى خويش شمرند و بندگان خدا را بردگان خويش و دين خدا را وسيلهاى براى تبهكارى . حلام بن جفا مىگفت : آسمان سايه بر سر كسى نيفكند و زمين كسى راستگوتر از ابو ذر را دربر نگرفت ، و گواهى مىدهم كه آن را رسول خدا گفته است .
گزارش بالا را حاكم از چند طريق آورده و نيز در المستدرك « 1 » او و ذهبى حكم به صحت آن دادهاند . و به نوشتهء كنز العمال « 2 » احمد و ابن عساكر و ابو يعلى و طبرانى و دارقطنى نيز از طريق ابو سعيد و ابو ذر و ابن عبّاس و معاويه و ابو هريره آن را آوردهاند .
و ابن حجر به سندى كه آن را حسن شمرده ، آورده است : مروان براى حاجتى بر معاويه درآمد و گفت : خرج من زياد است ، شدهام پدر ده تن و برادر ده تن و عموى ده تن . سپس كه برفت معاويه به ابن عبّاس كه با او بر تختش نشسته بود گفت : ابن عبّاس ترا به خدا سوگند مىدهم آيا نمىدانى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفت : چون فرزندان حكم به سى مرد رسند آيات خدا را ميان خود غنيمتى مىگيرند و بندگان خدا را بردگانى و كتاب او را وسيلهء نيرنگ و فريب و چون به 407 تن رسند نابودىشان از آن هم زودتر خواهد بود . او گفت : آرى به خدا « 3 » .
و سخن پيامبر با اسنادى كه ابن حجر آن را حسن شمرده است : بدترين اعراب امويانند و بنو حنيفه و بنو ثقيف « 4 » . ابن حجر گويد : اين روايت صحيح است . به گفتهء حاكم به شرط روايت بخارى و مسلم - و آوردهاند كه ابو برزه گفت : دشمنترين تيرهها يا مردمان نزد پيامبر امويان بودند .
و نيز اين سخن از امير مؤمنان : هر امّتى را آفتى است و آفتى اين امّت امويانند « 5 » .
پس از ملاحظهء اين عمومات و احكام عام و بخصوص پس از توجه به آنچه تاريخهاى مدوّن و سرگذشتنامهها ثبت كردهاند و پس از احاطه به احوال و اوصاف مردمان و
هامش
( 1 ) . المستدرك ، حاكم : 4 / 480 .
( 2 ) . كنز العمال : 6 / 39 ، 90 .
( 3 ) . تطهير الجنان حاشيهء الصواعق 147 .
( 4 ) . همان 143 .
( 5 ) . كنز العمال : 6 / 91 .