مىكردند و من نمىدانم اينكه خليفه خيلى كم از پيامبر گزارش مىكرده ( و شمارهء گزارشهاى او به گواهى سيوطى و ابن عماد حنبلى بر روى هم صد و چهل و شش گزارش بوده « 1 » ) آيا انگيزهاش كممايگى او از سنّتهاى پيامبر و براى تهيدستىاش از اين زمينه بوده است ؟ يا براى دريغ داشتن او از پراكندن آنها و نخواستن دانش و آگاهى براى امّت ؟ و خداوند مىداند آنچه را در سينههاشان نهان مىدارند و آنچه را آشكار مىنمايند .
10 - نظر خليفه دربارهء زكات اسب
بلاذرى با اسنادش از زبان زهرى آورده است : عثمان از اسب زكات مىگرفت و اين كار او را ناپسند شمردند و گفتند : پيامبر خدا گفت : براى شما از زكات اسب و برده چشم پوشيدم . « 2 »
و ابن حزم مىنويسد : ابن شهاب گفته : عثمان بن عفان از اسب زكات مىگرفت . « 3 »
و به گونهاى كه در تعاليق الآثار به خامهء قاضى ابو يوسف مىبينيم عبد الرزاق نيز گزارش بالا را از زبان زهرى بازگو كرده است . « 4 »
امينى گويد : اى كاش اين دستور خودسرانهء خليفه ، هيچ پشتوانهاى در قرآن كريم و سنّت پيامبر داشت ، ولى افسوس كه در قرآن ، يادى از زكات اسب نيست و سنّت ارجمند پيامبر نيز راهى ناساز با دستور وى را پيش پاى ما مىنهد . و در آنچه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله دربارهء زكات نگاشته اين سخن او را هم مىخوانيم كه در بردهء يك مسلمان و در اسب او چيزى بايسته نيست .
و هم از او صلّى اللّه عليه و آله رسيده است : براى شما از زكات اسب و برده چشم پوشيدم .
و به گزارش ابن ماجه : براى شما از زكات اسب و برده گذشت كردم .
هامش
( 1 ) . تاريخ الخلفاء 100 ؛ الشذرات الذهب : 1 / 136 .
( 2 ) . الانساب : 5 / 26 .
( 3 ) . المحلى : 5 / 227 .
( 4 ) . تعاليق الآثار 87 .