- جنگافزار آن بنده در درون خانهاش بود و آن را زيرورو مىكرد و دستور به دستور ، ارجمند شناخته مىشود .
گزارشگر گفت : پس عبيد اللّه بن عمر به نزد عثمان شد و از زياد بن لبيد و سرودهاش گلهمندى نمود پس عثمان ، زياد بن لبيد را بخواند و او را از اين سخنان بازداشت و زياد نيز دربارهء عثمان چنين سرود :
- اى ابو عمرو - نام سرپوشيدهء عثمان - دودل مباش كه عبيد اللّه با كشتن هرمزان در گرو و در بند است .
- پس براستى اگر گناه وى و افزارهاى لغزش را نديده بگيرى تو و او با يكديگر همچون دو اسب خواهيد بود كه براى گروبندى به كار گيرند .
- آيا از او مىگذرى ؟ هنگامى كه به نادرست از او بگذرى پس تو به آنچه گزارش مىكنى نزديك نيستى .
پس عثمان زياد بن لبيد را بخواند و او را از اين سخنان بازداشت . « 1 » گزارش فوق را ابن اثير نيز ياد كرده است . « 2 »
امينى گويد : از روايتهايى كه آورديم بر روى هم برمىآيد كه خليفه ، عبيد اللّه كشندهء هرمزان و جفينه ، دختر كوچك ابو لؤلؤ را به سزاى آدمكشى نرسانيد با آنكه بسيارى از ياران پيامبر در كيفر دادن او پا مىفشردند و سرور ما امير مؤمنان على عليه السّلام نيز با ايشان هماهنگى مىنمود ، با اين همه و با آنكه پيشنهاد على با سنّت پيامبر و قرآن همساز بود و خود براساس گفتهء چون و چراناپذير پيامبر درستكار ، استادترين پيروان وى در داورى شناخته مىشد ، باز هم پيشنهاد او و ديگر ياران پيامبر را ناديده گرفته و به پيشنهاد عمرو - ابن عاصى و نابغه - چسبيد كه سرگذشت او را به گستردگى آورديم « 3 » و از همانجا چگونگى گوهر و تبار و دانش و پابندى او به كيش ما را مىتوانى دريافت ، آرى ،
دستور چنين كسى به كار بسته شد كه به عثمان گفت : « اين پيشامد در هنگامى روى
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى : 5 / 41 .
( 2 ) . الكامل ، ابن اثير : 5 / 31 .
( 3 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 2 / 120 - 176 .