بخوانم ؟ من امروز سرخوشم من بوى مى از او شندم ، پس عثمان آن مرد را زد و مردم گفتند : آيينهاى كيفرى را پايمال كردى و شاهدان را زدى .
ابن عبد ربه هم داستان نماز را آورده و مىنويسد : از روى مستى نماز بامدادى را براى ايشان سه ركعت خواند . . . . « 1 »
و در صحيح بخارى در مناقب عثمان در لابهلاى سرگذشتى مىخوانيم كه مردم در اينباره بسيار سخن گفتند . و ابن حجر در روشنگرى اين مىنويسد : در گزارش معمر مىبينيم ؛ ميان كارهاى او آنچه بيش از همه مردم را به پرخاش - و بگومگو - واداشت يكى به كار بستن آيينهاى كيفرى دربارهء مروان بود و ديگرى بر كنار كردن سعد بن ابو وقاص . « 2 »
وليد همان كسى است كه داستان او را خواهى شنيد و اگر خدا خواهد در اين جلد و جلدهاى آينده از چگونگى كار و روزگارش چنان آگاه مىشوى كه گويى در كنار وى ايستادهاى ، و اكنون مىبينى كه بادهگسارى مىكند و در محراب بالا مىآورد و از زور مستى نماز را بيش از آنچه بايد مىخواند ، و انگشتر از دستش به در مىكنند و از بس مست است نمىفهمد و پيش از چنين روزهايى نيز خدا ، او را تبهكار خوانده و با اين گفتار - كه گويندهاش بسيار گرامى است - او را مىشناسد : آيا كسى كه به آيين راستين گرويده همچون كسى است كه تبهكار است « 3 » و نيز با اين گفتار : هرگاه تبهكارى گزارشى براى شما آورد پيرامون آن پرسوجو نماييد « 4 » كه ابن عبد البرّ مىنويسد : در ميان دانشمندانى كه به روشنگرى قرآن كريم مىپردازند هيچ چون و چرايى دربارهء اين گزارش كه دانستى نيست كه سخن خداى گرامى و بزرگ : هرگاه تبهكارى براى شما آورد . . . دربارهء وليد فرود آمده است . « 5 » اين سخن را ابن اثير نيز از زبان ابو عمر بازگو كرده است . « 6 »
اينك آيا سزاوار است كه چنين كسى از سوى پيشواى مسلمانان در مقام والاى
هامش
( 1 ) . العقد الفريد : 2 / 273 .
( 2 ) . فتح البارى : 7 / 44 .
( 3 ) . سجده 32 / 18 .
( 4 ) . حجرات 49 / 6 .
( 5 ) . الاستيعاب : 2 / 620 .
( 6 ) . اسد الغابة : 5 / 90 .