سال كه ديدم تو نماز را دو ركعتى خواندى ، من هميشه آن را دو ركعتى خواندهام چون عثمان بترسيد كه مردم نادان گمان برند نماز هميشه دو ركعت است ، در منى از شكسته خواندن آن سر باز زد . « 1 »
و احمد آورده است كه عباد بن عبد اللّه گفت : چون معاويه به آهنگ زيارت خانهء خدا بر ما درآمد ، نماز ظهر را در مكّه دو ركعت خواند ، سپس به سوى دار الندوه بازگشت ، و مروان و عمرو ابن عثمان بر وى درآمدند و او را گفتند : تو بر كار عموزادهات ( عثمان ) خرده گرفتى ، زيرا او نماز را شكسته نمىخواند . عباد هم گفت : چون عثمان به مكّه مىآمد ، هريك از نمازهاى ظهر و عصر و عشا را چهار ركعت مىخواند و شكسته نمىخواند ، سپس چون به سوى منى و عرفه مىرفت ، نماز را شكسته مىخواند و وقتى هم كه زيارت خانهء خدا را به انجام مىرساند و در منى درنگ مىكرد ، نماز را شكسته نمىخواند . « 2 »
طبرى در تاريخ خود و ديگران نيز آوردهاند كه در سال بيست و نهم هجرى عثمان با مردم به زيارت خانهء خدا رفت و در منى سراپردهاى برپا كرد و اين نخستين سراپردهاى بود كه عثمان در منى برپا كرد و از شكسته خواندن نماز در آنجا و در عرفه خوددارى نمود . واقدى با سند خود روايت كرده كه ابن عبّاس گفت : نخستين انگيزهاى كه مردم را واداشت تا آشكارا دربارهء عثمان سخن گويند ، اين بود كه او هميشه نماز را با مردم در منى دو ركعتى مىخواند تا ششمين سال فرمانروايىاش كه ديگر از شكسته خواندن آن سرباز زد . اين را گروهى از ياران پيامبر بر او خرده گرفتند و آنان كه مىخواستند دربارهء او به سخن پردازند ، به گفتگو برخاستند تا در ميان كسانى كه به نزد او شدند ، على هم آمد و گفت : به خدا سوگند ، نه پيشامد تازهاى روى داده و نه پيمانى از گذشته در دست است ؛ نه پيامبرت را به ياد دارى كه دو ركعت نماز مىخواند و نه ابو بكر و عمر و حتى خودت را كه در آغاز فرمانروايىات بر همين شيوه بودى . من نمىدانم اين نوآورى به
هامش
( 1 ) . كنز العمال : 4 / 240 .
( 2 ) . مسند احمد : 4 / 94 ؛ نيز ر ك : فتح البارى : 2 / 457 ؛ نيل الاوطار : 2 / 260 .