تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
او را ديدار نكرد ، مگر آنكه به روى افتاد . « 1 » راستى را كه من هرچند خوش ندارم با يادآورى كارهايى از اين مرد كه هيچ انگيزه‌اى جز اهريمن نداشته دل‌ها را بخراشم و زخم بزنم . باز نمىدانم از آغاز مسلمان شدن او تا سالى كه مكّه به دست پيامبر افتاد ( هشت سال پس از كوچيدن به مدينه ) و تا هنگامى كه اين آيه فرود آمد : آيا شما دست بردار هستيد ؟ « 2 » و تا روزى كه همين مرد گفت : دست شستيم ، دست شستيم ، و تا روزى كه آن بزم باده‌گسارى در سراى ابو طلحهء انصارى برپا شد ، « 3 » آيا در همهء اين مواقع و در سراسر اين روزگاران اهريمن از او مىهراسيده و مىگريخته و بر روى مىافتاده و راهى جز راه او را در پيش گرفته است ؟ تازه پيامبر خدا كه آن بار تاختن و آشكار شدن اهريمن رانده شده را به آن‌گونه پاسخ گفت ، مگر روزى كه اين زنان قريشى نزد او بودند ، دلاورىاش را كه آنجا پشتيبان نماز خود ساخت ، گم كرده بود تا به يارى آن باز گلوى اهريمن را بفشارد و آن زنان را از كار ناسزا بازدارد ؟ با نگرش به يكايك اين زمينه‌هاست كه مىتوان هم ارزش آن روايت را كه در برترى عمر آورده‌اند ، شناخت و هم بهره‌اى را كه از راستى دارد و هم اعتبار صحيح بخارى را ، و نيز مىتوان دريافت كه گزاف‌گويى در برترخوانى و دوستى كوروكر كننده چه دسته گل‌ها به آب مىدهد . و تازه آنچه را از ساخته‌هاى دست گزافه‌گويان در برترىهاى عمر در جلد پنجم آورديم ، « 4 » به يازده افسانهء اينجا بايد افزود . اين‌چنين خبر گذشتگان را بر تو مىخوانيم ، و براستى كه ما ترا از سوى خويش قرآن عطا كرديم . و هركه از آن روى بگرداند ، در روز رستاخيز بار گناهى را بر دوش مىكشد . « 5 »
هامش
( 1 ) . الاصابة : 4 / 226 ؛ فيض القدير : 2 / 352 . ( 2 ) . مائده 5 / 91 . ( 3 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 7 / 102 - 95 و 6 / 261 - 251 . ( 4 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 5 / 357 - 333 . ( 5 ) . طه 2 / 100 - 99 .