تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 586

مساهمون:

ص٥٨٦
آورده « 1 » و سرآغاز آن : - آذرخش لبخند تو همه‌جا را روشن كرده ، شبنم‌هايى كه برگونه‌ات مىغلطد تشنگان را سيراب مىسازد . تا آنجا كه گويد : - هرچه رويدادهاى سهمناك بر روى هم انباشته باشد باز چون پدر جانشين پيامبر را آواز دهم چهرهء دلم درخشان مىگردد . - همان عبد مناف - ابو طالب - پاك عموى محمّد كه پدران و نياكانى پاك هم داشت . - هنگام جوانمردى به ياران مىماند و در پيشآمدهاى سخت به شير هركه او را آواز دهد پناه مىيابد و در چشم‌انداز انجمنها به ماه دو هفته مىماند . - بزرگمرد مكّيه و آن‌كس كه با شمشير اراده‌اش مردمان را به شاهراه راهنمايى رسانيد . - جوانمردىها گردن خود را در برابر او فرود آوردند و روزگار نيز برترى راهبرى را به سوى او افكند . - نياى امامان ، پير امت محمد كه آستانش سراى آرزوها و ميهمان‌خانهء ميهمانان است . - شمشيرى كه بزرگوارى ، حمايل آن است ، و سرفرازى نيز پيرايهء آن گرديده ، - در روزگارى آفريدگان را به‌راه راست مىخوانده كه مردم راه راست را نمىشناختند . - چه بسيار شگفت ، قريش از او ديدند و به آن وسيله دانستند كه او يگانهء يگانه‌هاست . - همچون شير دادن او به بهترين آفريدگان احمد « 2 » و پذيرفته شدن درخواست او از خدا در سيراب شدن آن مرزوبوم ، - و فرزند او شير صف شكن ، كه به دعاى پيامبر از خداوند بهبود يافت ، « 3 » - و بازگوگرى او از سرچشمهء وحى پيش از آنكه باز نموده شود و تركيدن زمين و جوشيدن آب از دل آن در هنگامى كه وى تشنه بود .
هامش
( 1 ) . مواهب الواهب فى فضائل ابى طالب 154 . ( 2 ) . حديث اين بزرگوارى را پيشواى ما ثقة الاسلام كلينى در اصول كافى 344 آورده است . ( 3 ) . گزارش اين داستان را در نگارش‌هايى چند از شيعه و سنّى توان يافت .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 586 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى