تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 583

مساهمون:

ص٥٨٣
- ترسندگان پناه خواه را سراى حريم آسايش است و همچون كعبه است كه اميدواران آهنگ آن كنند و به بىنيازى رسند . - خود در ميان همهء جوانمردىها به ماه مىمانست كه هاله‌اى پيرامونش را فراگرفته باشد . - و گردن فرازى او از دو گردندهء رخشان نيز برتر مىرفت ، گوش خود را به آواى كيش يگانه‌پرستى واداشت . - و چون آواز آن را بشنيد ، دعوت آن را لبيك گفت ، جان خويش را براى گرامى داشتن آيين بفروخت . - كه هان ! چه خجسته و بلند پايه خريد و فروشى ! و هم سيد علينقى لكهنوى « 1 » مىگويد : - سرزمين مكّه را پدر جانشين پيامبر درخشندگى بخشيد همان بامدادى كه به راندن بدخواهان از پيرامون پيامبر برخاست . - يك تنه به يارى اسلام برخاست و با همهء گمراهان و گردنكشان آشكارا به نبرد پرداخت . - با اراده‌اى گذراتر از لبهء تيغ هندى ، نيرنگ دشمنان را از پيروان راه راست باز مىگردانيد . - خرد خود را از كيش پيامبر بينايى بخشيد و از سه راز پنهان كه در دل داشت آن را آشكار ساخت . - با دلى لبريز از يگانه‌پرستى و پرهيزكارى و نيكوكارى ، و با راستى و درستى به خدا گرويد . - براى سرورى تازيان بنيادى نهاد كه پيرامون آن را سرفرازى هاشميان فراگرفته بود . - گامزن راهى راست بود كه پدرانى راست رو به وى نموده و از برگزيده‌اى به گزيده‌اى رسيده بود .
هامش
( 1 ) . يكى از غديريه‌سرايان است كه اگر خدا خواهد نام او در ميان شاعران سدهء چارده بيايد .