تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 587

مساهمون:

ص٥٨٧
- و گزارش دادن او از زاده شدن شير تازان خداوند در روز زاده شدن پيامبر ستوده - او را بر اسلام شيوه‌هايى است . - كه سپس همچون گردنبندهايى آويزهء گردن مسلمانان گرديد بهترين آفريدگان پيامبر برگزيده را سرپرستى كرد . - و حقوق او را با دوستى راستين مراعات نمود در كودكى او را بپرورد و اندكى پيش از بلوغ او از وى پيروى كرد . - و چون سالخورده شد او را از گزند دشمنان پاس داشت و به سبب او بود كه چون قريش راه گمراهى و تبهكارى پيش گرفتند . - به دشمنى با ايشان برخاست چون ديد آنان دست به‌هم داده‌اند . - تا سرور گردن‌فرازان و بهترين آفريدگان را بكشند ، پس با همان اراده‌اى خشم گرفت كه از گروهى دلاوران يگانه به او رسيده بود . - - همگان داراى منش و همت بلند و كارشان زد و خورد با شمشيرها - و او به‌گونه‌اى برگشت كه پايگاه و دارايى و فرزندان و جان خود را ، - براى فداكردن در راه احمد آماده كرده بود و در يارى او به‌پاى ايستاد تا آيين وى در همهء شهرها درخشندگى يافت . - همچون تشنهء درفش راهنمايى فدايش شوم كه او خود پشتيبان شيواگوترين كسانى است كه به زبان تازى سخن گفته‌اند . - زيرا براستى مىدانست كه وى برگزيدهء پروردگار آسمان است و سالار همهء ارجمندان ، - و براستى از نياكان خويش كه پيامبر بودند حديثى دربارهء او گزارش مىكرد كه زنجيره‌هاى آن روشن بود . - در ميان همهء آفريدگان ، چشم به‌سوى او برداشت و با ترانه‌اى شادى بخش گفت : - راستى كه محمّد پيامبر فرزند آمنه نزد من از فرزندانم بالاتر است هم نزديكى و بستگى را دربارهء او مراعات كردم . - و هم سفارش‌هاى نياكان را درباره‌اش به‌كار بستم ،