تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 580

مساهمون:

ص٥٨٠
نامهء خدا و سرپرست كار مسلمانان بودند . - او است برجسته مردى راهنما كه با ستايش او ادراكات خود را مىآرايم و با ياد از سرافرازىهايش سرودم به درخشش مىافتد . - ابو طالب ، پاسدار حقيقت سرورى كه مكّه در دريا و خشكى به او آراسته است . - ابو طالب كه اسب و شب و پرچم در برخوردگاه نبرد گواه پيروزى او است . - پدر جانشينان درخشان پيامبر و عموى محمّد كه نژادهايى همچون بوى مشك از سوى او پراكنده مىشود و خود پاكيزه بنيادى براى آنهاست . - راستى را كه او پيشآمدهاى سهمگين ، او را مردى بس كار آزموده مىشناسد كه در روز نبرد زرهى از خردمندى و دليرى بر تن مىكند . - هم‌چنان‌كه خشكساليها از او مردى دهش‌كار مىشناسد كه در بخشندگى ، موج درياى پر آشوب ، از نيكوييهاى او فروتر است . - يگانهء دنياست و باران در بخشش ، دومى او است و دربارهء فروغش بگوى كه خورشيد و ماه دو هفته را سومى است . - سخن كجا مىتواند پيرامون منش‌هاى درخشانش را فراگيرد ؟ با اينكه براستى چكامه سازان از به‌هم پيوند زدن آنها درماندند . - با دليرى و خردمندى ، و مسلحانه از پيامبر برگزيده پاسدارى كرد به گونه‌اى كه هرجا و هرگاه او تاخت مىبرد يلان به خوارى مىافتادند . - اگر او نبود به هيچ روى تبليغات پيامبر نتيجه‌اى نداشت و كار اسلام سروسامان نمىيافت . - هنگامى او به خداى گواه بر همه‌چيز گرويد كه آفريدگان به سوى بتان - نسر و يعوق - جست و خيز مىكردند . - و آنگاه كه پيامبر هدايت بيامد و كار خود را آشكار ساخت او وى را راستگو شمرد و پرتگاه‌هاى گمراهى را جلو گرفت . - همين سرفرازى براى بزرگ مكّيان بس‌كه پدر شير خداست كه در تنگناى سختيها وى