نامهء خدا و سرپرست كار مسلمانان بودند .
- او است برجسته مردى راهنما كه با ستايش او ادراكات خود را مىآرايم و با ياد از سرافرازىهايش سرودم به درخشش مىافتد .
- ابو طالب ، پاسدار حقيقت سرورى كه مكّه در دريا و خشكى به او آراسته است .
- ابو طالب كه اسب و شب و پرچم در برخوردگاه نبرد گواه پيروزى او است .
- پدر جانشينان درخشان پيامبر و عموى محمّد كه نژادهايى همچون بوى مشك از سوى او پراكنده مىشود و خود پاكيزه بنيادى براى آنهاست .
- راستى را كه او پيشآمدهاى سهمگين ، او را مردى بس كار آزموده مىشناسد كه در روز نبرد زرهى از خردمندى و دليرى بر تن مىكند .
- همچنانكه خشكساليها از او مردى دهشكار مىشناسد كه در بخشندگى ، موج درياى پر آشوب ، از نيكوييهاى او فروتر است .
- يگانهء دنياست و باران در بخشش ، دومى او است و دربارهء فروغش بگوى كه خورشيد و ماه دو هفته را سومى است .
- سخن كجا مىتواند پيرامون منشهاى درخشانش را فراگيرد ؟ با اينكه براستى چكامه سازان از بههم پيوند زدن آنها درماندند .
- با دليرى و خردمندى ، و مسلحانه از پيامبر برگزيده پاسدارى كرد به گونهاى كه هرجا و هرگاه او تاخت مىبرد يلان به خوارى مىافتادند .
- اگر او نبود به هيچ روى تبليغات پيامبر نتيجهاى نداشت و كار اسلام سروسامان نمىيافت .
- هنگامى او به خداى گواه بر همهچيز گرويد كه آفريدگان به سوى بتان - نسر و يعوق - جست و خيز مىكردند .
- و آنگاه كه پيامبر هدايت بيامد و كار خود را آشكار ساخت او وى را راستگو شمرد و پرتگاههاى گمراهى را جلو گرفت .
- همين سرفرازى براى بزرگ مكّيان بسكه پدر شير خداست كه در تنگناى سختيها وى
الغدير ( فارسى ) — صفحة 580
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٥٨٠