را به يارى مىخواندند
- تا آنگاه كه باد صبا مىوزد خداوند بر او كه بزرگ مكّه است درود فرستد .
و هم استاد ما اردوبادى « 1 » گويد :
- و در فروغهاى او سنگلاخ تازيان به درخشندگى افتاد خداوند او را براى يگانهپرستى ، شمشيرى برّان گردانيد .
- كه به دست او سركشيهاى بتپرستى به نرمى گرايد و عموى مصطفى ، كه اگر او نبود .
- يغماى حريم اسلام را روا مىشناختند شمشير ارادهاى را براى پاسدارى دين بركشيد .
- كه پهنهء تيغهاى برّان از اثر آن خسته گرديد براى هدايت ، دليرى سهمناكى را روان گردانيد .
- كه در برابر آن ، نيزههاى سرسخت درهم شكست و در سرودههايى حقيقت را آشكار ساخت .
- كه از شايستگى و درستى لبالب است در كارهاى سهمناك ، فريادرس هاشميان است .
- و شتران مانده را براى رسيدن به او مهار در بينى مىكنند گرامى مرد خالص ، كارى را برپاى داشت .
- كه تنها ارجمندى ، او را به آن واداشته بود و بس ، هيچگونه كاستى ، او را آلوده نساخت .
- و هميشه سرشتهايى نيكو در برابر او بود ، پس دانشى كه خويى بزرگوارانه آن را آرايش مىداد .
- و چنان پابندى به كيش ، كه جوانمردى در دنبال آن بود آنگاه كه خشكسالى همهجا را فراگيرد باران را نزد او بايد جست .
- و چون بامداد آشكار شود پناه را در كنار او توان يافت ، برجستگيهاى او را شيوا سخنان نتوانند ستود .
- و در برابر آنها ، گفتارهاى بىكاستى نابود مىگردد و چكيدهء سخن اينكه پدر على را كيشى ريشهدار و پايدار بود .
هامش
( 1 ) . از غديريه سرايان است كه اگر خداى تعالى خواهد ياد او در ميان سرايندگان سدهء چهاردهم مىآيد .