تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١
را به يارى مىخواندند - تا آنگاه كه باد صبا مىوزد خداوند بر او كه بزرگ مكّه است درود فرستد . و هم استاد ما اردوبادى « 1 » گويد : - و در فروغ‌هاى او سنگلاخ تازيان به درخشندگى افتاد خداوند او را براى يگانه‌پرستى ، شمشيرى برّان گردانيد . - كه به دست او سركشيهاى بت‌پرستى به نرمى گرايد و عموى مصطفى ، كه اگر او نبود . - يغماى حريم اسلام را روا مىشناختند شمشير اراده‌اى را براى پاسدارى دين بركشيد . - كه پهنهء تيغ‌هاى برّان از اثر آن خسته گرديد براى هدايت ، دليرى سهمناكى را روان گردانيد . - كه در برابر آن ، نيزه‌هاى سرسخت درهم شكست و در سروده‌هايى حقيقت را آشكار ساخت . - كه از شايستگى و درستى لبالب است در كارهاى سهمناك ، فريادرس هاشميان است . - و شتران مانده را براى رسيدن به او مهار در بينى مىكنند گرامى مرد خالص ، كارى را برپاى داشت . - كه تنها ارجمندى ، او را به آن واداشته بود و بس ، هيچگونه كاستى ، او را آلوده نساخت . - و هميشه سرشتهايى نيكو در برابر او بود ، پس دانشى كه خويى بزرگوارانه آن را آرايش مىداد . - و چنان پابندى به كيش ، كه جوانمردى در دنبال آن بود آنگاه كه خشكسالى همه‌جا را فراگيرد باران را نزد او بايد جست . - و چون بامداد آشكار شود پناه را در كنار او توان يافت ، برجستگيهاى او را شيوا سخنان نتوانند ستود . - و در برابر آنها ، گفتارهاى بىكاستى نابود مىگردد و چكيدهء سخن اينكه پدر على را كيشى ريشه‌دار و پايدار بود .
هامش
( 1 ) . از غديريه سرايان است كه اگر خداى تعالى خواهد ياد او در ميان سرايندگان سدهء چهاردهم مىآيد .