تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
نرم‌كردن وى گفت : - راستى را مردى كه ابو لهب از دودمان او باشد از به خوارى افتادن در نتيجهء ستم‌ها بر كنارست . - او را مىگويم و كجاست نيك‌خواهى براى من از او اى ابو لهب ، شخص خود را برپاى و استوار بدار . تا 5 بيت كه ابن هشام نيز آنها را با 4 بيت بيشتر در سيره خود آورده ، مگر اينكه بيت نخستين آن به اين‌گونه است : - و راستى را مردى كه عمويش ابو لهب باشد در بوستانى است كه بيدادگران ، خوارش نتوانند كرد « 1 » . 22 - يونس بن نباته آورده است كه امام صادق عليه السّلام گفت : اى يونس ! مردم دربارهء ابو طالب چه مىگويند گفتم : فدايت شوم ! مىگويند : او در آبگينه‌اى از آتش است كه بر اثر آن ؛ مغز سرش مىجوشد . گفت : دشمنان خدا دروغ گفتند ، براستى كه ابو طالب از دوستان پيامبران و راست روان و جانباختگان راه خدا و نيك‌مردان است و آنان خوش دوستانى براى اويند « 2 » . 23 - شريف ابن معد در كتاب الحجة از طريق شيخ ابو جعفر صدوق آورده كه داود رقّى گفت : بر امام صادق عليه السّلام درآمدم و مردى به من بدهكار بود و من از قصد وى مىترسيدم و اين را براى حضرت به‌درد دل باز گفتم . او گفت : چون به مكّه گذشتى يك طواف از جانب عبد المطلب بكن و به نيابت او دو ركعت نماز بگزار و به نيابت ابو طالب هم طوافى بكن و دو ركعت نماز بگزار و به نيابت از عبد اللّه هم طوافى بكن و دو ركعت نماز بگزار و به نيابت از آمنه هم طوافى بكن و دو ركعت نماز بگزار و به نيابت از فاطمة بنت اسد هم طوافى بكن و دو ركعت نماز بگزار . سپس خداى عزّ و جلّ را بخوان تا دارايى ترا به تو پس دهد . گفت چنين كردم و سپس از باب صفا بيرون شدم ناگاه بدهكارم
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن هشام : 1 / 394 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 3 / 307 ؛ تاريخ ابن كثير : 3 / 93 . ( 2 ) . كنز الفوائد كراجكى 80 ؛ كتاب الحجة ضياء العالمين 17 .