كه از زبان او آورديم خود گونهاى از همين گواهى دلخواه نيست كه مىگويد :
- نيكان مردم بدانند كه محمّد وصى موسى و مسيح بن مريم است
- او نيز براى ما كيشى آورد مانند آنچه ايشان آوردند پس همهء ايشان ما را به فرمان خدا راهنمايى مىكنند و از بدىها باز مىدارند .
- البتّه شما در كتاب خود مىخوانيد كه او گفتارى راستين دارد و سخن او از سر نادانى نيست « 1 » .
و نيز سخن او كه گذشت :
- درستكار است بندگان او را دوست دارند و فرمانرواى هستى خويش گرفتهاند و آن هم با مهر پروردگارى كه بر همهء مهرها چيرگى دارد .
- او پيامبرى است كه از سوى پروردگارش به او وحى مىشود و هركه چنين سخنى را نپذيرفت از پشيمانى ، لب به دندان خواهد گزيد .
و نيز سخن او كه گذشت :
- و هم از ستم بر پيامبرى كه آمده مردم را بهراه راست مىخواند و به پيروى از فرمانى گرانبها كه از نزد پروردگار عرش آمده است .
و نيز سخن او كه گذشت :
- بى هيچگونه خوارى ، آشكارا كار خود را دنبال كن و دل خوش دار و ديدهات روشن باد .
- مرا بهراه راست خواندى و دانستم كه تو نيكخواه منى و البتّه كه تو به دعوت برخاستى و خود امين و درستكار بودهاى .
- و براستى من دانستهام كيش محمّد از بهترين كيشهاى آفريدگان است .
و نيز سخن او كه گذشت :
- يا به كتابى شگفت بگرويد كه بر پيامبرى همچون موسى يا يونس فرود آمده است .
هامش
( 1 ) . ترجمهء اين بيت پس از اصلاح متن آن با مقابلهء بحار : 35 / 123 بهعمل آمده و واژهء « مبرجم » به « ترجم » تغيير داده شد . ( م ) .