و نيز سخن او كه گذشت :
- من ؛ پيامبر - همان پيامبرى خداى فرمانروا - را با شمشيرى يارى دادم كه همچون آذرخش مىدرخشيد .
- مانند پاسدارى دلسوز از رسول خدا پشتيبانى و پاسدارى مىكنم
و نيز سخن او كه گذشت :
- پس پروردگار بندگان با يارى خويش او را پشتيبان باشد و كيشى را آشكار سازد كه باطل را در مرزوبوم حقيقت آن ؛ راه نيست .
و نيز سخن او كه گذشت :
- به خدا نه من و نه هيچكس از فرزندانم كه گوهر نيك داشته باشد ، دست از پيامبر نكشيده و نخواهد كشيد .
- ماييم و اين پيامبر ، او را يارى مىكنيم و دشمنان را با سرنيزهها از گرد او مىزنيم .
و نيز سخن او كه گذشت :
- آيا مىخواهيد محمّد پيامبر را بكشيد ؟ شما با فزونى و درازى كيفرهاى خود در نافرخندگى مخصوص شدهايد .
و نيز سخن او كه گذشت :
- اى ابويعلى ! بر كيش احمد شكيبا باش و نمونهاى براى كيش ( يا آشكار كنندهء آن ) باش تا با شكيبايى به پيروزى رسى .
- آنكس را كه از نزد پروردگارش ، حق را آورده است براستى و با اراده ، پاسدار و پشتيبان باش ، حمزه كافر مباش .
- كه براستى من شادمان مىشوم كه بگويى تو ايمان آوردهاى پس در راه خدا رسول خدا را يارى كن .
و نيز سخن او كه ابو الفرج اصفهانى گزارش كرده است :
- قريش مىپندارد كه احمد جادوگر است سوگند به پروردگار شترانى كه پاىكوبان روى بهسوى كعبه مىتازند ،
الغدير ( فارسى ) — صفحة 535
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٥٣٥