تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
و نيز سخن او كه گذشت : - من ؛ پيامبر - همان پيامبرى خداى فرمانروا - را با شمشيرى يارى دادم كه همچون آذرخش مىدرخشيد . - مانند پاسدارى دلسوز از رسول خدا پشتيبانى و پاسدارى مىكنم و نيز سخن او كه گذشت : - پس پروردگار بندگان با يارى خويش او را پشتيبان باشد و كيشى را آشكار سازد كه باطل را در مرزوبوم حقيقت آن ؛ راه نيست . و نيز سخن او كه گذشت : - به خدا نه من و نه هيچ‌كس از فرزندانم كه گوهر نيك داشته باشد ، دست از پيامبر نكشيده و نخواهد كشيد . - ماييم و اين پيامبر ، او را يارى مىكنيم و دشمنان را با سرنيزه‌ها از گرد او مىزنيم . و نيز سخن او كه گذشت : - آيا مىخواهيد محمّد پيامبر را بكشيد ؟ شما با فزونى و درازى كيفرهاى خود در نافرخندگى مخصوص شده‌ايد . و نيز سخن او كه گذشت : - اى ابويعلى ! بر كيش احمد شكيبا باش و نمونه‌اى براى كيش ( يا آشكار كنندهء آن ) باش تا با شكيبايى به پيروزى رسى . - آن‌كس را كه از نزد پروردگارش ، حق را آورده است براستى و با اراده ، پاسدار و پشتيبان باش ، حمزه كافر مباش . - كه براستى من شادمان مىشوم كه بگويى تو ايمان آورده‌اى پس در راه خدا رسول خدا را يارى كن . و نيز سخن او كه ابو الفرج اصفهانى گزارش كرده است : - قريش مىپندارد كه احمد جادوگر است سوگند به پروردگار شترانى كه پاىكوبان روى به‌سوى كعبه مىتازند ،