تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
كنى . عبّاس گفت : پروردگارا ! هيچ بلايى از آسمان فرود نمىآيد مگر به‌سبب گناهى ، و از ميان نيز نمىرود مگر با توبه ، اين گروه به‌جهت خويشاوندى من با پيامبرت به‌وسيلهء من روى به‌درگاه تو آورده‌اند و اينك دستهاى گنهكارمان را به‌سوى تو برداشته و پيشانى را براى توبه به آستان تو نهاده‌ايم ، تو شبان و سرپرست مايى و گمشده‌ها را به حال خود رها نمىكنى و چهارپاى شكسته اندام را با حال تباه در خانه رها نمىكنى ، خردان سست و ناتوان گرديدند و بزرگتران بدحال و اندك مال شدند ، درد دلها بالا گرفت و تو از آشكار و پنهان آگاهى . خدايا ! پيش از آنكه با نوميدى از درگاه تو به هلاكت افتند ، ايشان را در پناه خودت پناه ده ، زيرا جز گروه كافران از رحمت تو نوميد نمىشوند . هنوز سخن وى به پايان نيامده بود كه آسمان همچون ريسمانهاى نرم و سست شد ، ابرى پديد آمد و از آسمان قطره‌هاى درشت و پياپى باريدن گرفت و مردم آغاز كردند به تبرّك جستن به عبّاس و مسح‌كردن او و مىگفتند : گوارا باد ترا اى ساقى دو حرم ! ( مكّه و مدينه ) پس حسّان بن ثابت گفت : - خشكسالى ما طولانى شده بود كه پيشوا ( عمر ) دعا كرد و به آبروى چهرهء درخشان عبّاس ابرها ما را سيراب كرد . - كه تنها او - و نه ديگر مردم - اين آبرو را از وى به ميراث برده بود . - خدا به آبروى او شهرها را زنده كرد تا پس از همهء نوميدىها ، كران تا كران سرسبز و شاداب گرديد . و هم ابن عفيف نصرى گفت : - هميشه عبّاس پسر بيشه در مواقعى كه روزگار بر مردم سخت و دگرگون مىشود ، - مردى است كه در پاسخ آواز او و آنگاه كه با دعاى مسلمانى ، خدا را بخواند ، - آسمان درهاى خود را مىگشايد ، چون خدا را همراه با سپاهيانى بزرگوار بخواند - عموى پيامبر است ، نه هيچ‌كس مانند برادرزادهء او است و نه در ميان گروه‌ها عمويى چون خودش مىتوان جست . - روزى كه او در جايش ايستاد قريش بدانست كه با داشتن چنين فردى در ميان خود بر