تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
يك از « اصل‌هاى حديث » يافت شود و نه در هيچ‌يك از سرگذشت‌نامه‌ها و تنها سيوطى آن را بياورد و بنويسد : ابن عساكر با سندهاى بىپايه آن را گزارش كرده است « 1 » . تازه چرا گزارش آن تنها از زبان ابن عبّاس آمده است كه اندكى پيش از هجرت در درّهء ابو طالب زاييده شد و هنگام پناه بردن پيامبر به غار بيش از يك دو سال نداشت و گزارش خود را هم معلوم نكرده كه از كه گرفته و در آن غار هم جز پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و دوست همراهش كسى ديگر نبوده ، پس گزارشى كه خود آن دو تن دربارهء آن رويداد داده‌اند كجا رفته و آن همه صحابهء ديگر كجا بودند كه آن را بشنوند ؟ آيا برازنده است كه يك خردمند يا حافظ بيايد و چنين گزارش بىپايه‌اى را مسلّم انگارد و در رديف مناقب ياد كند ؟ آرى ، اينان دربارهء دوستى ابو بكر و رفيقش گزارش‌هايى دارند كه به داستانهاى خيالى مىماند و با دست كسانى كه در فضيلت تراشى به دندهء گزاف‌گويى افتاده بودند درهم بافته شده و اين هم نمونه : 1 - بدون سند درست از زبان عبد اللّه بن عمر آورده‌اند كه پيامبر گفت : چون ابو بكر زاده شد همان شب خداوند نگاهى از فراز ، به بهشت عدن افكند و گفت : به عزّت و جلال خودم سوگند كه هيچ‌كس را نگذارم گام در تو نهد مگر اين مولود را دوست دارد . اين گزارش چنانچه گذشت از ساخته‌هاى احمد بن عصمة نيشابورى است « 2 » . 2 - بدون سند درست از ابو هريره گزارش كرده‌اند كه پيامبر گفت : در پايين‌ترين آسمان‌ها 80 هزار فرشته‌اند كه دشمنان ابو بكر و عمر را نفرين مىفرستند . اين گزارش نيز بر بنياد آنچه آورديم از بزرگ‌ترين آفاتى است كه ابو سعيد حسن بن على بصرى به جان احاديث انداخته است « 3 » . 3 - بدون سند درست از انس روايت كرده‌اند كه پيامبر گفت : در هرشب جمعه خداى تعالى 100 هزار كس را از آتش دوزخ مىرهاند مگر دو كس را كه هرچند در جرگهء امّت من در مىآيند ولى از ايشان نيستند و خداوند آن‌دو را همراه با كسانى كه از به‌جا
هامش
( 1 ) . الخصائص ، سيوطى : 1 / 187 . ( 2 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 5 / 300 . ( 3 ) . همان : 5 / 300 .