و باز ابو عمر مىنويسد : سند اين حديث آشفته است و استوار نيست « 1 » و آمده است كه حديث دربارهء ابو بكر و عمر : « اين دو ؛ چشم و گوش هستند » به گفتهء ابو عمر حديثى درهم و برهم است و استوار نيست « 2 » .
مىگويم : در اسناد يادشدهء آن نام چندين ميانجى ديگر را هم مىبينيم كه يا ناشناختهاند يا حديثشان سست است و سستى تنها به جهت وجود مغيره نيست بلكه ابن معين دربارهء آن گويد : بىارزش است . و نسايى هم آن را نيرومند نمىشمرده است « 3 » .
20 - ابو بكر و پايگاه او نزد خدا
از زبان ابن عبّاس گزارش كردهاند كه ابو بكر با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در غار ثور بود كه بهسختى تشنه شد . درد دل به نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله برد ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به او گفت : برو انتهاى غار و سيراب شو . ابو بكر گفت : پس رفتم انتهاى غار و آنجا آبى آشاميدم شيرينتر از انگبين و سپيدتر از شير و خوشبوتر از مشك . سپس نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بازگشتم . پرسيد : نوشيدى ؟ گفتم :
آرى . گفت : ابو بكر ! ترا نويدى ندهم ؟ گفتم : چرا يا رسول خدا . گفت : براستى خداى تبارك و تعالى فرشتهاى را كه به كارگزارى جوهاى بهشت گماشته بود بفرمود تا رشتهاى از جوى بهشت فردوس به انتهاى اين غار بكشد تا ابو بكر از آن بنوشد . گفت : اى رسول خدا ! آيا مرا نزد خدا چنين پايگاهى هست ؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفت : آرى ، و برتر از آن . سوگند به آنكه مرا براستى به پيامبرى برانگيخت اگر كسى به اندازهء 70 پيامبر كار نيك داشته باشد ولى ترا دشمن گيرد پايش به بهشت نخواهد رسيد « 4 » .
چگونه اين روايت درست تواند بود با آنكه حافظان حديث و پيشوايان تاريخ و سرگذشت نگاران ، آن را نديدهاند در حالى كه چنان گزارش سترگ و معجزهء بزرگى در آن بوده ؟ پس اگر خبر آن را پيش روى خود مىبافتهاند با آن اهتمامى كه به گردآورى دلايل بر نبوّت محمّد و معجزههاى او داشتهاند چرا از آن چشم پوشيدهاند تا نه در هيچ
هامش
( 1 ) . الاستيعاب : 1 / 348 .
( 2 ) . الاصابة : 2 / 299 .
( 3 ) . تهذيب التهذيب : 10 / 266 .
( 4 ) . الرياض النضرة : 1 / 71 ؛ مرقاة الرسول 114 .