خليفهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خواهد شد تا داستان آن در روزگار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر سر زبانهاشان افتد و با يادآورى آن دلهاى همه آرامش يابد و انجمنهاشان درخشندگى گيرد . شايد هم كه او داستان را برايشان گفته ولى صحابه آن را نديده گرفتند و بازگو نكردند و در نتيجه گزارش آن نه به محدّثان رسيد و نه به هيچكس از نگارندگان صحيحها و مسندها . تا چون نوبت به كسانى از متأخرين رسيد كه در فضيلتتراشى ، سخت تند مىرفتند اين بود كه آن را در برابر حقايق استوار بهگونهء امور مسلم و بديهى جلوه دادند .
اگر ابو بكر با آن فرضيهها نخستين كسى باشد كه اسلام آورده پس او در پايان سال هفتم از بعثت كجا بوده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دربارهء آن مىگفته : فرشتگان هفت سال بر من و على درود فرستادند چون ما نماز مىگزارديم و هيچكس همراه ما نبود كه نماز بخواند « 1 » .
دربارهء اينكه امير مؤمنان نخستين كسى بود كه اسلام آورده از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و از سرور ما امير مؤمنان عليه السّلام گزارشهايى درست رسيده كه ما در جلد سوم آورديم و همانجا نزديك به 60 حديث از صحابه و شاگردان ايشان را نگاشتيم دربارهء اينكه على نخستين كس از مردان بوده كه اسلام آورده و نخستين كسى بوده كه نماز گزارده و به پيامبر گرويده است و همانجا گزارش صحيحى از طبرى نقل كرديم كه ابو بكر پس از بيشتر از 50 مرد اسلام آورده و اگر ابو بكر نخستين كسى بود كه اسلام آورده و پيش از ولادت على عليه السّلام به پيامبر گرويده بود پس چه مىكرد در آن روز كه عبّاس به عبد اللّه بن مسعود گفت : بر روى زمين هيچكس نيست كه خدا را از راه اين دين پرستد ، مگر اين سه تن ، محمّد و على و خديجه ؟ « 2 »
پس هيچكس از گزافهگويان در فضيلت خوانى را نرسد كه آن همه گزارشهاى صحيح از پيامبر بزرگ و وصى پاك او و نخستين ياران وى و شاگردان نيكوكار ايشان را رها كند و در برابر آن به گزارش كعب بچسبد . چون تنها كعب بوده كه چنين گزارشى داده
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 3 / 220 - 224 .
( 2 ) . تاريخ ابن عساكر : 1 / 318 .