1 - ابو عمرو شبابة بن سوار « 1 » مدائنى . احمد گفته : چيزى از گزارشهاى او ننوشتم چون از فرقهء مرجئه بوده و مبلّغ آن شمرده مىشده . و ابن خراش گويد : احمد كه در گزارش احاديث راستگوست از وى خشنود نمىبوده و ساجى و ابن عبد اللّه و ابن سعد و عجلى و ابن عدى گفتهاند : او بر آيين مرجئه بوده و پيش از همهء اينها از آنچه ابو على مدائنى روايت كرده برمىآيد كه او خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را دشمن مىداشته و كسى بر وى نفرين كرده و گفته : خدا نيز همان روز و در پى اين نفرين ، وى را گرفتار فلج ساخت تا همان روز بمرد « 2 » .
2 - فرات بن سائب جزرى . بخارى گويد : حديث وى نكوهيده است . و يحيى بن معين گفته : بىارزش است و حديث وى نكوهيده . و دار قطنى و جز او گفتهاند : او متروك است .
و احمد بن حنبل گفته : موقعيت او - در روايت از ميمون - نزديك است به محمّد بن زياد طحان و هراتّهامى كه به او وارد است به او هم مىتوان وارد كرد . محمّد بن زياد همان يشكرى و يكى از دروغپردازان و خبرسازان است كه سخن دربارهء وى گذشت « 3 » . پس فرات نزد پيشواى حنبليان ، دروغگو و خبرساز است . ابو حاتم گفته : احاديث وى ضعيف و نكوهيده است . و ساجى گفته : گزارشهاى او را رها كردهاند . و نسايى گفته : حديث وى متروك است . و ابو احمد حاكم گفته : از سر احاديثش بايد گذشت . و ابن عدى گفته : او را احاديثى است كه درخور نگهدارى نشمردهاند . و از زبان ميمون گزارشهايى نكوهيده دارد « 4 » .
3 - ميمون بن مهران . همانچه در روايت فرات از او گذشت برايش بس است . عجلى دربارهء او گويد : وى بر على تاختوتازهايى داشته و اگر هم گيريم كسانى او را مورد وثوق شمرده باشند ولى پس از تاختوتازهايش بر امير مؤمنان عليه السّلام خود و حديثش چه
هامش
( 1 ) . در ميزان الاعتدال از وى به نام سواد ياد شده است .
( 2 ) . ميزان الاعتدال : 1 / 440 ؛ تهذيب التهذيب : 4 / 302 .
( 3 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 5 / 258 .
( 4 ) . ميزان الاعتدال : 2 / 325 ؛ لسان الميزان : 4 / 430 .