كردن خرما كه به دو كودك يتيم از نجاريان بنام سهل و سهيل پسران عمرو تعلّق داشت . و چون شتر فرو خوابيد ، رسول خدا بر روى آن همچنان ماند و فرود نيامد تا دوباره شتر برجست و راهى نه چندان دراز بپيمود و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله همچنان افسار او را رها كرده بود و جلوى او را نمىگرفت تا شتر به پشتسرش روگرداند و برگشت به همان جايى كه نخستينبار فرو خوابيده بود . پس در همانجا دوباره خوابيد و در جاى خود آرام گرفت و بر زمين ماند « 1 » . و جران خود « 2 » را بنهاد و اين هنگام رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از آن بهزير آمد . پس ابو ايّوب انصارى - خالد بن زيد - بارهاى او برگرفت و در خانهء خود نهاد و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نيز بر او وارد شد و پرسيد : اين زمينى كه براى خشككردن خرما بهكار مىرود از كيست ؟ معاذ بن عفراء گفت : اى رسول خدا ! از سهل و سهيل دو پسر عمرو است كه دو يتيمند و من سرپرستشانم . من آندو را راضى مىكنم كه آن را بدهند تا مسجدى اختيار كنى « 3 » .
11 - ابو بكر سالخوردهتر از پيامبر
از زبان يزيد بن « 4 » اصم آوردهاند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به ابو بكر گفت : من از تو بزرگترم يا تو از من ؟ گفت : بلكه تو از من بزرگتر و ارجمندتر و نيكوترى و من از تو سالمندترم .
اين گزارش را ابن ضحّاك آورده و ابو عمر نيز آن را ياد كرده « 5 » و نيز محب الطبرى « 6 » و سيوطى « 7 » آن را آوردهاند .
هامش
( 1 ) . يا چنانچه ابن اثير نوشته ، با فرياد و بانگ برگشت .
( 2 ) . جران بر وزن كتاب به گفتهء سهيلى گردن شتر است و بهگفتهء ديگران آن قسمت از سينه و گلوى شتر است كه به زمين مىرسد .
( 3 ) . رك : سيره ابن هشام : 2 / 31 ؛ تاريخ طبرى : 2 / 249 - 233 ؛ طبقات ابن سعد : 1 / 224 - 201 ؛ عيون الاثر :
1 / 159 و 152 ؛ الكامل ، ابن اثير : 2 / 44 - 38 ؛ تاريخ ابن كثير : 3 / 205 - 138 ؛ تاريخ ابو الفداء : 1 / 124 - 121 ؛ الامتاع ، مقريزى 47 - 30 ؛ السيرهء الحلبية : 2 / 61 - 3 .
( 4 ) . در رياض بهجاى آن زيد نوشته و صحيح يزيد است .
( 5 ) . الاستيعاب : 2 / 226 .
( 6 ) . رياض النضرة : 1 / 127 .
( 7 ) . تاريخ الخلفاء 72 به نقل از خليفة بن خياط و احمد بن حنبل و ابن عساكر .