تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
شتافته چشم به راه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىمانديم و به خدا سوگند تكان نمىخورديم تا آفتاب بر همهء سايه‌اى كه در پناه آن بوديم چيره شود و چون از ديگر سايه‌اى نمىيافتيم به سراهاى خويش برمىگشتيم زيرا هواى آن روزها گرم بود . چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پاى به مدينه نهاد و نماز جمعه بگزارد عتبان بن مالك و عبّاس بن عبادة بن نضلة در ميان مردانى از بنى سالم بن عوف به نزد او شدند و گفتند : اى رسول خدا ! نزد من بمان كه ترا شمارهء پيروان كافى و پشتوانهء فراوان و نيروى دفاعى بسيار در نزد ما هست . گفت : راه آن را - شترش را مىگويد - باز گذاريد كه خود دستور كار را دارد . پس راه آن را باز گذاردند تا برفت و روياروى خانهء بياضيان رسيد و زياد بن لبيد و فروة بن عمرو با مردانى از بياضيان به او برخوردند و گفتند : اى رسول خدا ! به نزد ما آى كه ترا شمارهء پيروان كافى و پشتوانهء فراوان و نيروى دفاعى بسيار نزد ما هست . گفت : راه آن را باز گذاريد كه خود دستور كار دارد . پس راه آن را باز گذاردند تا برفت و گذارش به خانهء ساعديان افتاد و سعد بن عباده و منذر بن عمرو در ميان مردانى از ساعديان به او برخوردند و گفتند : اى رسول خدا ! به نزد ما آى كه ترا شمارهء پيروان كافى و پشتوانهء فراوان و نيروى دفاعى بسيار نزد ما هست . گفت : راه آن را باز گذاريد كه خود دستور كار را دارد . پس راه آن را باز گذاردند تا برفت و روياروى خانهء حرثيان خزرجى رسيد و سعد بن ربيع و خارجة بن زيد و عبد اللّه بن رواحه در ميان مردانى از حرثيان خزرجى به او برخوردند و گفتند : اى رسول خدا ! به نزد ما آى كه شمارهء پيروان كافى و پشتوانهء فراوان و نيروى دفاعى بسيار برايت داريم . گفت : راه آن را باز گذاريد كه خود دستور كار دارد . پس راه آن را باز گذاردند تا برفت و به‌سراى بنى عدى بن نجار رسد و سليط بن قيس و ابو سليط اسيرة بن ابى خارجه در ميان مردانى از بنى عدى به او برخوردند و گفتند : اى رسول خدا ! به نزد داييها و بستگان مادرىات بيا كه شمارهء پيروان كافى و نيروى دفاعى بسيار و پشتوانهء فراوان برايت دارند . گفت : راه آن را باز گذاريد كه خود دستور كار را دارد . پس راه آن را باز گذاردند تا برفت و به‌سراى بنى مالك بن نجار رسيد و همين جايى خوابيد كه امروز در مسجد او صلّى اللّه عليه و آله است و آن روزها جايى بود براى خشك