تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
33 - طلحة بن عبيد اللّه 34 - حمزة بن عبد المطلب 35 - صهيب بن سنان 36 - زيد بن حارثة 37 - كنار بن حصين 38 - عبيدة بن حارث 39 - طفيل بن حارث 40 - حصين بن حرث 41 - مسطح بن اثاثه 42 - سويبط بن سعد 43 - طليب بن عمير 44 - خباب بردهء عتبه 45 - عبد الرحمن بن عوف 46 - زبير بن عوام 47 - ابو سبرة بن أبى رهم 48 - مصعب بن عمير 49 - ابو حذيفة بن عتبة 50 - سالم بردهء ابو حذيفه 51 - عتبة بن غزوان 52 - عثمان بن عفان 53 - انسة غلام رسول خدا 54 - ابو كبشه غلام رسول خدا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پس از هجرت اصحابش خود در مكّه درنگ كرده چشم به راه بود تا دستورى براى كوچيدن خودش برسد و هيچ‌كس از مهاجران در مكّه با او نماند مگر كسانى كه گرفتار بودند يا توشهء راه نداشتند . البتّه علىّ بن ابى طالب عليه السّلام و ابو بكر بن ابى قحافه نيز مانده بودند تا روزى فرارسيد كه خدا به رسول خود صلّى اللّه عليه و آله اجازه داد از ميان قوم خود از مكّه كوچ كند و بيرون شود ، آنگاه كه او صلّى اللّه عليه و آله خود بيرون شد . هيچ‌كس از بيرون شدن او آگاهى نيافت مگر علىّ بن ابى طالب عليه السّلام و ابو بكر و خانوادهء ابو بكر . امّا على را رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از بيرون شدن خويش خبر داد و او را بفرمود كه پس از او در مكّه بماند تا امانتهايى را كه از مردم نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود به ايشان برگرداند زيرا چون مردم مكّه از راستى و درستكارى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اطمينان داشتند اين بود هركس چيزى گرانبها داشت كه از تلف شدن آن مىترسيد آن را به امانت به نزد او صلّى اللّه عليه و آله نهاده بود . چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آمادهء خروج شد با ابو بكر به درآمد و روانهء غار ثور گرديد كه در كوهى در جنوب مكّه قرار داشت . پس وارد آنجا شدند و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با دوست خود سه روز در آنجا درنگ كرد .