آن بود از قريش مىترسيد ؟ يا علّتى ديگر داشت ، اين را بايد از كارآگاهان پرسيد و شگفت و هزاران شگفت از مردى كه به گفتهء خودشان در مركز اسلام و ميان دليران مهاجر و انصار به اينگونه در هراس بوده و دست به عصا راه مىرفته آنگاه آمدهاند و بىهيچ سندى از مجاهد روايت كرده و بر ابن مسعود بستهاند كه گفته : نخستين كسى كه با شمشير خود اسلام را آشكار كرد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود و ابو بكر الخ « 1 » .
و تازه موقعيت چنان اقتضا داشت كه از هركس در آن روز به مدينه آيد دربارهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پرسوجو كنند و اينكه كى به آنجا مىرسد نه دربارهء اينكه اين بچه جلوى روى ابو بكر كيست ؟
و شگفت آنكه پندار اين گزارشگر در ناشناس گرفتن مردم رسول خدا را همچنان ميان پيشوازكنندگانى از او دنباله يافته كه دلهاى همگان سخت پر مىزده است براى شناخت او و تبرّك جستن به ديدارش تا ابو بكر بالاپوش خود را سايبان او گردانيد و آنگاه مردم او را شناختند .
كى پيرمردى ابو بكر با جوانى پيامبر مقارن بوده ؟ او صلّى اللّه عليه و آله كه - چنانچه ان شاء اللّه بيايد - دو سال و چند ماه هم از وى سالخوردهتر بود . ابن قتيبه حكم به ظاهر همان احاديث ياده شده كرده و مىنويسد : اين حديث نشان مىدهد كه ابو بكر از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خيلى سالمندتر بوده و آنچه نزد گزارشگران شهرت دارد نيز همين است كه حكايت كرديم پايان و پيش از آن نيز حكايت كرده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از ابو بكر سالمندتر بوده « 2 » .
آرى ، متأخّران از شارحان بخارى نقطهء ضعف در آن احاديث را دريافته و اين سخن را كه « ابو بكر پيرمرد و پيامبر جوان بوده » به اينگونه تأويل كردهاند كه « نشانههاى پيرى در ريش ابو بكر نمايان بوده ولى چون موى چهرهء پيامبر سپيد نشده بود جوان مىنمود » ولى هركس با شيوههاى سخنگويى آشنا باشد مىداند كه اينگونه تفسيرها صرفا تكلّفات ناراست است و آنچه بايد از حديث دريافت همان است كه ابن قتيبه دريافته :
هامش
( 1 ) . تاريخ ابن كثير : 3 / 58 ؛ تاريخ ابن عساكر : 6 / 448 ؛ رك : الغدير همين جلد 79 .
( 2 ) . المعارف 75 .