تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
سوار شويم كه - هم با - نيروى هزار فرشته پرواز كند و هم پر هزار پرنده را دارد ، بزرگ است توانايى خدا ! من بازخواست اين روايت را به جوانان هوشيار امروزه واگذار مىكنم كه در گوشه و كنار جهان در مدارس عاليه فارغ التحصيل شده‌اند ، به همين گونه نگريستن در ميانجيان سند خبرى كه آن را هم از تكاليف رجال الغيب مىدانم زيرا نه هيچ پژوهشگرى مىتواند بر آن دست يابد و نه هيچ حافظ كار كشته و حديث‌شناس دورنگر و رجال‌شناسى كه در معرفت مردان عالم شهود گام‌هايى بلند برداشته باشد .

6 - خدا از ابو بكر حيا مىكند

از زبان انس بن مالك آورده‌اند كه گفت : زنى از انصار بيامد و گفت : اى رسول خدا ! همسرم در مسافرت است و من به خواب چنان ديدم كه نخل خانه‌ام بيفتاد . گفت : مىبايد شكيبا باشى چرا كه ديگر هرگز او را در كنار خود نخواهى يافت . زن گريان به در شد و ابو بكر را ديد و او را از خواب خودآگاهى داد ولى سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را براى او باز نگفت . او گفت : برو كه همين امشب در كنارت خواهد بود . او انديشناك در سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و ابو بكر به خانه رفت و چون شب شد همسرش بيامد . پس به نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شد و او را از آمدن همسرش آگاهى داد او نگاهى طولانى به وى افكند . پس جبرئيل بيامد و گفت : محمّد ! آنچه تو گفتى راست بود ولى چون ابو بكر گفت : او همين امشب در كنار تو خواهد بود خدا از او شرم داشت كه بر زبان او دروغى گفته شود ، چون او صديق است و از همين روى بود كه براى پاسدارى از آبروى وى آن مرد را كه مرده بود زنده كرد « 1 » . امينى گويد : كاش مىدانستم اسناد خيالى اين روايت كيانند كه با هوشمندى خواسته‌اند ابو بكر را از گناه دروغگويى پاك شمارند ولى همين گناه را به گردن پيامبر انداخته‌اند . گويا از خدا پروا نمىكند كه بر زبان پيامبر راستگو و صديقش دروغى گفته شود . زيرا پيامبر نگفته بود كه مردك مرده و بلكه به زن او گزارش داد كه ديگر هرگز او را
هامش
( 1 ) . نزهة المجالس : 2 / 184 .