- من با وصى ايشان به پايگاهى بلند رسيدم تا سرفرازىام در آستانشان بسيار شد ، اگر نبودند من نيز - در ميان مردم - نامى نداشتم .
- اى خاندان « طه » اى آنان كه در هنگام دشوارىها پشتيبان منيد ! چون دههء محرّم روى نمايد از سر اندوه بر شما مىگريم و زارى مىكنم .
- تا آنگاه كه خود زندهام بر شما گريه خواهم كرد و پس از مرگم نيز سرودهها و سوگنامههايم بر شما خواهند گريست .
- اى خاندان « طه » عروسانى كه از پردهء انديشهء صالح بن عرندس روى نمود ، با پذيرفته شدن در پيشگاه شما كابين خود را گرفتهاند .
- گويندگان چگونه توانند منش و ستايش شما را بنمايند ، كه ستايشگر نام شما فرازهاى قرآن است .
- زادگاه شما مكّه است و صفا و زمزم و خانهء ارجمند خداوند و حجر الاسود .
- براى بازگشت پس از مرگ شما را دستافزار رستگارى گردانيدم و خنكا كسى را كه شما اندوخته و پشتوانهء او باشيد .
- هرتازهاى كه بماند كهنه مىشود و مهر شما در دل من تازگى است كه روزگار كهنهاش نتواند كرد .
- تا آنگاه كه آذرخشى مىدرخشد و گرههاى ابر باز مىشود و دانههاى باران را مىپراكند ، درود خدا بر شما باد !
و باز او را چكامهاى است در سوگ حسين عليه السّلام كه از آن است :
- آنكه مرا در كار دلدادگىام سرزنش مىكرد ، خود دل به او باخت ، شب را بيدار ماند و از آن پس بر شيفتگى من خرده نگرفت .
- آن چهره را كه همراه با زنجير زلف ديد ، در زندان عشق پايبند كرد .
- و چنين است كه سرزنشگر من پوزش مرا پذيرفته و خواب آرام از ديدگانش رخت بربسته است .
- آهويى سپيد بود كه دلم را با تير نگاهش نشانه رفت ، ابرو را كمان كرد و تير را يكسر در
الغدير ( فارسى ) — صفحة 27
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٢٧