شمردهاند و بخارى از عايشه روايت كرده كه چون فاطمه درگذشت همسرش على شبانه او را دفن كرد و ابو بكر را خبر نكرد و خود بر وى نماز گزارد .
امينى گويد : حديث مالك از جعفر بن محمّد را با اين عبارت آورديم : « شب بود كه فاطمه درگذشت پس ابو بكر و عمر و گروهى بسيار بيامدند . ابو بكر به على گفت : پيش بيفت و نماز بگزار . گفت : نه به خدا من پيش نمىافتم ، تو جانشين رسول خدايى . پس ابو بكر جلو افتاد و بانگ به چهار تكبير برداشته بر او نماز گزارد » « 1 » ما همانجا روشن كرديم كه اين روايت از بافتههاى عبد اللّه بن محمّد قدامى مصيصى است كه ذهبى در ميزان : 2 / 7 آن را از گرفتارىهاى آفريده شده با دست او مىداند « 2 » .
و براى همان خشمناكى فاطمه بود كه در آن روز راه نداد عايشه دختر ابو بكر به خانهء وى درآيد ، تا چه رسد به پدرش - كه چون خواست وارد شود اسماء جلوى او را گرفت و گفت : داخل مشو او شكايت به ابو بكر برد و گفت : اين زن خثعمى ميان ما و دختر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مانع مىشود . ابو بكر بر در خانه ايستاد و گفت : اسماء چه ترا بر آن داشته كه نگذارى زنان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در خانهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله وارد شوند و براى فاطمه هودج عروسان را درست كردهاى ؟ گفت او خودش به من دستور داده كه هيچكس را به خانهء او راه ندهم و چنان چيزى براى او بسازم « 3 » .
پوزش خواهى خليفه از زهرا عليها السّلام
همهء اين گزارشهاى يادشده و پارهاى ديگر از گزارشها ، تمام دلايلى است بر دروغ بودن گزارش كسانى كه بىهيچ پروايى از نادرستى سخن خويش روايتى آفريده و به شعبى بستهاند كه گفت : چون بيمارى فاطمه سخت شد ابو بكر به نزد وى آمد و اجازهء ورود خواست . على به وى گفت : اينك ابو بكر در آستان در ايستاده و اجازهء ورود
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 5 / 350 .
( 2 ) . الميزان ، ذهبى : 2 / 7 .
( 3 ) . رك : الاستيعاب : 2 / 772 ؛ ذخائر العقبى 53 ؛ اسد الغابه : 5 / 524 ؛ تاريخ الخميس : 1 / 313 ؛ كنز العمال :
7 / 114 ؛ شرح صحيح مسلم ، سنوسى : 6 / 281 ؛ شرح مسلم ، آبى : 6 / 282 ؛ اعلام النساء : 3 / 1221 .