تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
- و نور چشم قتاده را برگردانى بعد از آنكه بينايىاش را از دست داده بود و كسى را نمىديد . - و به امر تو دست زهرآلود گوسفندى به زبان آمد و ماجرا بگفت ، مثل آنكه عضوى از آن دست ، زبان است . - و بر پشت براق نشستى و بالا رفتى و از هفت آسمان گذشتى ، چنان كه خداى بخشنده مىخواست . - و ماه شكافت و خورشيد پس از غروب‌كردن بازگشت و از نو درخشيد ، و حال آنكه نقصانى در آن نبود . - و فضيلتى كه همهء مردم به صحّت آن گواهى داده‌اند و هيچ انسانى نمىتواند آن را انكار كند . - سايهء خدا در روى زمين بودى ، و حال آنكه هرگاه در مكانى قرار مىگرفتى كه در آفتاب رو بود ، سايه‌اى نداشتى . - به كتاب تو كتابهاى پيشين نسخ شد بعد از آنكه به ملّت و دين تو اديان گذشته منسوخ آمد . - و بر پيامبرى بلندقدر تو اقامهء دليل شد و برهان آشكار گرديد . - و تمام پيامبران در گرفتاريهايشان به وسيلهء تو از خدا مدد مىطلبيدند تا كمكشان نمايد . - خداوند براى تو پيمانى از پيامبران گرفت پيش از آنكه زمانى بر تو بگذرد . - و آدم آنگاه كه نسبت خطا و خلافت به دو داده شد ، به وسيلهء تو به خدا التماس نمود . - و نوح آنگاه كه طوفان طغيان كرد و موج دريا سينهء كشتى را شكست ، به تو پناه برد . - و ايّوب با توسّل جستن به تو از پروردگارش خواست كه بلايش را بر طرف كند ، پس غصّه‌هايش زايل گشت . - و خليل آنگاه كه آتش نمرود بر او شعله‌ور شد ، به وسيلهء تو خدا را خواند و به هراس نيفتاد . - و يوسف آنگاه كه در زندان بود و دلى حيران داشت ، با التجا به تو از پروردگارش مدد