تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
- از جهت كمال براى تو اين كافى است كه اگر تو نبودى دين محمد كامل نمىشد . - نمازهاى واجب اگر مقرون به ياد تو نشده بود هرگز قبول نمىشد . - اى كسى كه هرگاه مناقب غير او نقل شود مناقب او بر آن برترى مىيابد . - من عذر مىخواهم از حسودان بر آنچه كه پروردگارت ترا بر آن مقدم داشت . - اگر حسد ورزيدند جز اين نيست كه كسانى كه در مراتب پايين‌تر هستند بر بالايىها رشك مىبرند . - مرده زنده‌كردن و خبر دادن به نهانيها ، كسى كه درباره تو غلو كرده را معذور مىدارد . - و به برگردانيدن خورشيد كه همه به آن گواهى داده‌اند . - و به فرمان تو به آب فرات كه لبريز شده بود ، صبح شد در حالى كه آبش كم شده بود . - و به آمدنت در شبى به مدائن براى غسل دادن سلمان ، - و حكايت اژدها كه براى پرسش مشكلى نزد تو آمده بود . - پس مشكل او را حل كردى و خوشحال براى علمى كه براى او گفته بودى برگشت . - و شيرى نزد تو آمد و از درد زايمان همسرش شكايت كرد ، برايش دعا كردى تا درد زايمان برايش آسان شود . - و از بالاى بساط بلند شدى و اهل رقيم را خطاب كردى ، به سرعت پاسخ ترا دادند . - اى خطاب‌كننده به گرگها در بيابان و سخن گوينده با مردگان در قبور ! - اى كاش زنده بودى و مىديدى كه حسين تو در زمين كربلا افتاده است . - به جاى لباس خاك بدن او را پوشاند . جانم به قربان او كه لباس او را غارت كردند . - روى ريگهاى داغ افتاده و به خون آغشته است . پيشانيش خاك‌آلوده است . - تشنه‌اى كه اعضاى بدنش مجروح بود و غير خون بدنش آبى نداشت . - و اسبها سينه‌اش را لگدمال كردند و حال آنكه جبرئيل گهواره جنبان او بود . - كشتند ، اما براى چه سينه‌اش را پايمال ستوران كردند ، سينه‌اى را كه براى علم قصد آن مىكردند . - و به دندان او چوب خيزران زدند در حالى كه چه‌اندازه پيامبر براى شرافتش آن را