- آيا عذرى است براى سفيدرويان هرگاه دلباخته شود و بزرگترين حسرت و نفرت از جهت عشق از بزرگ است ،
- كافى است براى ترسانيدن مو سپيدى از جهت نهى براى خردمندان و در سفيدى مو بينش است از جهت رهنمونى براى بيناى آن ،
- و من مويم سفيد نشد مگر از وقوع مصائبى كه براى كوچكتر آن موى خردسال هم سفيد مىشود ،
- و اگر نبود مصيبت سبط ( نوه پيامبر ) در كربلا چهره من چنين آشفته و دگرگون نشده بود ،
- افكنده او را به جنگ بنىاميه و به سوى او آمدند گروهى در رقم بسيار زيادى ،
- فرستادند به سوى او فرماندهانى را در لشكر بزرگى براى غارت كردنى كه آماده شده بود از غارتگاه آن ،
- و عدالت در حكم و داورى نكردند ، بلكه برگردانيدند به آن حضرت عليه السّلام وقايع صفين و حادثه ليلة الهرير را ،
- و كمك كرد او را در گمراهى بدترين امت بر كفر و سعيد نشد براى راهنماى آن ،
- خلاف سطرها و خط هايى كه در ورقهايى ظاهر شد كه پيش آهنگ خدعه و نيرنگ بود در لابلاى خطوط آن ،
- پس وقتى كه آن نامهها آمد به اطمينان دل صبح كرد در حالى كه نويسندگان آن قلابى و ساختگى بودند كه بعيد نبود دروغ بودن آن ،
- پس توسعهاى در دين نداد از نادانى و سعى و كوشش نكرد براى ظلم آن مگر براى ترك پاداش آن ،
- جانم فداى او وقتى كه برخورد كرد با گنهكاران ، گروهى كه لبه شمشيرشان از فريب و نيرنگ تيز شده بود ،
- پس سخن راند براى يارانى كه نزد او بودند و خاندانى كه براى صاحب عرش ، رازى سپرده شده بود در سينههاى آنها ،
الغدير ( فارسى ) — صفحة 494
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٩٤