تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
- و با آن پرچم به پيش رفت و پيروزانه برگشت در حالى كه بشارت‌دهنده به يارى و مويّد بود ، - و شمشيرش را بر فرق سر مرحب فروآورد و او را كشت و او كافر سركشى بود ، - و به قلعه محكم نزديك شد و درب آن بسته و خطر مرگ در كمين او بود ، - پس آن در را كنده و پرتاب كرد و حسان بن ثابت در مجالس آن را انشاد و با شعر خود بازگو مىكرد ، - به درستى كه مردى كه برداشت درب بزرگ خيبر را روز يهود ، هرآينه شرافت و مقام او جاودانى است ، - درب بزرگ را برداشت و تكان داد درب قلعه قموص را ، مسلمين و اهل خيبر تمامى حاضر بودند ، - و از غزوه ( حنين ) سئوال كن وقتى كه جرول ( پرچمدار هوازن در روز حنين ) با شمشير كشيده به ميدان دويد و انتظار فرصت داشت ، - تا آنجا كه امكان داشت براى او در لشكر عظيمى محاصره كرد مسلمين را كه حكايت از درياى موّاجى مىنمود ، - و ايمن ( بن ام ايمن ) كشته بر زمين افتاد و شتاب كردند گمراهان و لشكر كفر به قصد كشتن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، - و تمام ياران او از اطراف او پراكنده شده از ترس ، كه گويا شترمرغان گريزانند ، - اين يكى به يك نشيبى گريخته و آن ديگرى از ترس مرگ به يك تل و بلندى بالا مىرفت ، - آيا نپرسيدى بامدادى كه تمامشان فرار كردند از ترس هلاكت ، - اگر بودى - چه‌كسى ارشاد كرد و برگردانيد آنان را ؟ - چه‌كسى بود كشنده جرول ( ابن ابى جرول ) و خواركننده لشكر هوازن ، جز ولىّ راهنما ( على بن ابى طالب عليه السّلام ) ، - همه آنها پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را تنها گذاردند و دررفتند مگر ابو الحسن على عليه السّلام كه حاضر بود و
الغدير ( فارسى ) — صفحة 471 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى