- و با آن پرچم به پيش رفت و پيروزانه برگشت در حالى كه بشارتدهنده به يارى و مويّد بود ،
- و شمشيرش را بر فرق سر مرحب فروآورد و او را كشت و او كافر سركشى بود ،
- و به قلعه محكم نزديك شد و درب آن بسته و خطر مرگ در كمين او بود ،
- پس آن در را كنده و پرتاب كرد و حسان بن ثابت در مجالس آن را انشاد و با شعر خود بازگو مىكرد ،
- به درستى كه مردى كه برداشت درب بزرگ خيبر را روز يهود ، هرآينه شرافت و مقام او جاودانى است ،
- درب بزرگ را برداشت و تكان داد درب قلعه قموص را ، مسلمين و اهل خيبر تمامى حاضر بودند ،
- و از غزوه ( حنين ) سئوال كن وقتى كه جرول ( پرچمدار هوازن در روز حنين ) با شمشير كشيده به ميدان دويد و انتظار فرصت داشت ،
- تا آنجا كه امكان داشت براى او در لشكر عظيمى محاصره كرد مسلمين را كه حكايت از درياى موّاجى مىنمود ،
- و ايمن ( بن ام ايمن ) كشته بر زمين افتاد و شتاب كردند گمراهان و لشكر كفر به قصد كشتن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ،
- و تمام ياران او از اطراف او پراكنده شده از ترس ، كه گويا شترمرغان گريزانند ،
- اين يكى به يك نشيبى گريخته و آن ديگرى از ترس مرگ به يك تل و بلندى بالا مىرفت ،
- آيا نپرسيدى بامدادى كه تمامشان فرار كردند از ترس هلاكت ، - اگر بودى - چهكسى ارشاد كرد و برگردانيد آنان را ؟
- چهكسى بود كشنده جرول ( ابن ابى جرول ) و خواركننده لشكر هوازن ، جز ولىّ راهنما ( على بن ابى طالب عليه السّلام ) ،
- همه آنها پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را تنها گذاردند و دررفتند مگر ابو الحسن على عليه السّلام كه حاضر بود و
الغدير ( فارسى ) — صفحة 471
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٧١