تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
و طبرانى در اوسط و كبير به اسنادش از ابى الطفيل نقل كرده و گويد : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمد و على عليه السّلام در روى خاك خوابيده بود ، فرمود : حقيقىترين و صحيح‌ترين و شايسته‌ترين نامهاى تو ابو تراب است ، تو ابو ترابى ! « 1 » و بزاز و احمد و ديگران از عمار بن ياسر نقل كرده‌اند : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله على عليه السّلام را ملقّب به ابى تراب نمود و آن از محبوب‌ترين كنيه‌ها و لقب‌هاى او بود . « 2 » و طبرانى در كبير و اوسط به اسنادش از ابن عباس نقل كرده است : وقتى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ميان اصحابش از مهاجرين و انصار عقد اخوّت نمود و بين على بن ابى طالب عليه السّلام و كسى از ايشان برادرى قرار نداد ، على عليه السّلام غمگين و خشمناك بيرون رفت تا آنكه به نهر كوچكى رسيد ، پس دستش را بالش خود نموده و سرش را روى آن گذارد و باد گرد و غبار بر او افشاند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به سراغ او رفت تا او را پيدا نمود . پس با پايش به او اشاره نموده و فرمود : برخيز ، پس شايسته و سزاوار نيست مگر اينكه ابو تراب باشى ، بر من خشم كردى وقتى عقد اخوت ميان مهاجرين و انصار نمودم و بين تو و هيچ‌كس از ايشان برادرى قرار ندادم ، آيا راضى نيستى كه تو نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسى ، مگر آنكه پيامبرى بعد از من نيست . بدان كسى كه تو را دوست بدارد در أمن و ايمان است و كسى كه تو را دشمن دارد خدا او را به مردن جاهليت بميراند و به عملش در اسلام محاسبه شود . « 3 » و ابو على در مسندش به اسنادش از على عليه السّلام نقل كرده كه گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مرا طلبيد و در جدولى مرا خوابيده ديد . فرمود : چه روزى است كه مردم تو را ابو تراب بنامند ، پس مرا ديد كه گويا در خاطرم از اين چيزى است ، گفت : برخيز ، به خدا قسم كه تو را خشنود كنم ، البته تو برادر من و پدر فرزندان منى ، قتال مىكنى و مىجنگى براى سنّت من و مرا از آنچه برعهده من است خلاص مىكنى . كسى كه بميرد در زمان من ، پس او خدا را بزرگ داشته و اللّه اكبر گفته ، و كسى كه در
هامش
( 1 ) . مجمع الزوائد : 9 / 100 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . مجمع الزوائد : 9 / 11 ؛ مناقب ، خوارزمى 22 ؛ الفصول المهمه ، ابن صباغ 22 .