5 - حديث سبقت اسلام امير المؤمنين عليه السّلام اشاره كرده است به آن :
- و او عليه السّلام از كودكان بود ، اولين كسى كه در دين سبقت گرفت و هفت سال نداشت كه مطيع رهبرى شد .
و تفصيل گفتار ما گذشت . « 1 »
6 - حديث كنيه دادن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله امير المؤمنين على عليه السّلام را به ابى تراب و در اين زمينه گفته است :
- و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آمد در حالى كه راضى از او بود و او در برابر زهرا عليها السّلام سرگردان شده بود .
- پس خاك را از چهره او پاك كرد كه بدن او را آلوده كرده بود و برخاست از روى خاك در حالى كه مأنوس تنهايى بود .
- و به او از روى مهربانى گفت : كه برخيز اى ابو تراب ، و سخنى خالصانه و دوستانه به او گفت .
و اين كنيه در غزوه عشيره كه در جمادى الاولى يا جمادى الثانى يا در هردو سال دوّم هجرت داده شد ، وقتى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله امير المؤمنين على عليه السّلام و عمّار را در روى خاك نرمى خفته ديد ، پس آنها را بيدار كرد و على عليه السّلام را تكان داد و گفت : برخيز اى ابو تراب ! آيا من تو را از دو بدبخت عالم خبردار نسازم ، احمير پىكننده ناقه صالح ، و آنكه بر فرق تو مىزند و محاسنت از آن رنگين مىشود . « 2 »
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 3 / 219 - 243 .
( 2 ) . اين حديث صحيح السند از اخبارى است كه حاكم ابو عبد اللّه نيشابورى آن را در كتابش آورده است ؛ و هيثمى صحيح دانسته است ؛ امام حنبلىها در مسند : 4 / 263 و 264 ؛ نقل كرده و حاكم در مستدرك :
3 / 140 ؛ و طبرى در تاريخش : 2 / 261 و ابن هشام در سيره نبويّه : 2 / 236 ؛ و ابن كثير در تاريخش :
3 / 247 ؛ و هيثمى در مجمع : 9 / 136 ، و گويد : آن را احمد و طبرانى و بزّاز روايت كردهاند و راويان تمامى مورد اعتماد و وثوقند ، و سيوطى آن را در جامع كبير همچنين در ترتيب آن : 6 / 399 از ابن عساكر و ابن النجار نقل نموده و عينى در عمدة القارى : 7 / 630 نقل كردهاند . و خواننده درمىيابد كه آن از مسلميّات و مورد قبول همگان است . طبقات ، ابن سعد 509 ؛ عيون الاثر ، ابن سيد الناس : 1 / 226 ؛ امتاع ، مقريزى 55 ؛ سيره ، حلبى : 2 / 142 ؛ تاريخ الخميس : 2 / 364 و ديگران روايت كردهاند .