تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
به تصريح قرآن كريم از عصمت عطا فرموده . و ابن اسحاق « 1 » از برخى از اهل علم روايت كرده كه براى او حديث كرده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله على عليه السّلام را ابو تراب ناميد براى اينكه او هرگاه فاطمه عليها السّلام را بر چيزى نكوهش مىكرد با او سخن نمىگفت و چيزى به آن حضرت نمىگفت كه او را ناخوش دارد ، مگر آنكه خاكى مىگرفت و سرش را روى آن مىگذارد . گفت : پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله وقتى بر او خاكى مىديد مىدانست كه او بر فاطمه عتاب و تندى كرده ، مىفرمود : اى ابو تراب ! چه شده است ؟ امينى گويد : اينها زهر كينه و خلط سينه مردمى كينه‌توز است كه با افكندن سخنى بىمقصود براى آلوده‌كردن دامن پاك امير المؤمنين عليه السّلام از سينه بيرون مىاندازد و قصد فاسدكردن معاشرت پسنديده آن حضرت با همسر معصومه و مطهّره‌اش عليها السّلام را دارد و در آن پايين آوردن صديق اكبر ، على عليه السّلام و صديقه كبرى ، فاطمه عليها السّلام از مقام بلندشان در مكارم اخلاق است . و امروز ثمر و نتيجه داده است آنچه ديروز دست آلوده و دشمن كينه‌توز افشانده بود تا آنكه نويسنده امروز ورق‌هاى تاريخش « 2 » را سياه كرد . و على عليه السّلام بعد از هركراهتى تند مىشد و غضب مىكرد و مىرفت كه در مسجد بخوابد و پدرزنش دست بر شانه او مىكشيد و او را نوازش و موعظه مىكرد و ميان او و همسرش تا مدّتى جمع مىنمود و از آنچه كه ساخته است : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله يك‌مرتبه دخترش را ديد در خانه‌اش گريه مىكند به خاطر اينكه على او را زده بود . و حاكم ابو عبد اللّه نيشابورى گويد : بنو اميّه كارشان پايين آوردن و عيب‌جويى از على عليه السّلام بود به اين نام كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله او را ناميده بود و او را بر منبرها بعد از خطبه در مدت حكومتشان لعن كرده و دشنام مىدادند و آن حضرت عليه السّلام را به كنيه و نام ابو تراب مسخره مىكردند و البتّه استهزا و مسخره مىكردند آن كسى را كه او را موسوم به آن نموده بود و حال آنكه خداوند تعالى فرموده است :
قُلْ أَ بِاللَّهِ وَ آياتِهِ وَ رَسُولِهِ كُنْتُمْ
هامش
( 1 ) . سيره ، ابن هشام : 2 / 237 ؛ عمدة القارى ، عينى : 7 / 630 . ( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 3 / 17 .