اصحاب او اين است كه روزه گرفتن دوره سال كراهتى ندارد اگر روز عيد فطر و عيد قربان و تشريق را افطار كند ، بلكه آن مستحب است به شرطى كه ضررى به او نرسد و حقّى را تضييع نكند ، پس اگر زيانى وارد كند يا حقّى را ضايع نمايد مكروه است و استدلال كردهاند به حديث حمزه بن عمرو ، و بخارى و مسلم آن را روايت كردهاند كه او گفت : اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، من همه روزه پىدرپى روزه مىگيرم ، آيا در سفر هم روزه بگيرم ؟ فرمود : اگر خواستى روزه بگير .
و اين لفظ روايت مسلم است كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله او را وادار كرد بر روزه گرفتن پىدر پى و اگر مكروه بود او را وادار بر آن نمىكرد ، خصوصا در سفر و از پسر عمر بن خطاب ثابت شده كه او پىدرپى روزه مىگرفت و همينطور ابو طلحه و عايشه و مردم بسيارى از گذشتگان را كه گروهى از ايشان را در شرح مهذب در باب روزه مستحبّى ياد نمودم و به حديث لا صام من صام الابد ، روزه نيست كسى كه هميشه روزه باشد پاسخهايى دادهاند كه يكى از آنها اين است : آن محمول براين حقيقت است كه روز عيد فطر و عيد قربان و ايام تشريق را روزه بدارد و عايشه هم همين جواب را داده است .
و دوّم اينكه محمول است بر كسى كه به سبب آن ضرر ببيند يا به سبب آن حقّى فوت شود اين را قول رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله تأييد مىكند : تو توان اين را ندارى ، پس روزه بگير و افطار كن و بخواب و برخيز و از هرماه سه روز روزه بگير كه كار خوب آن را ده برابر خواهد كرد و مثل روزه تمام عمر است . و اين نهى خطاب به عبد اللّه بن عمرو بن عاص بوده و مسلم از او ياد كرده كه او در آخر عمرش عاجز و ناتوان شد و پشيمان شد كه چرا قبول نكرد رخصت افطاركردن را وقتى كه او مىدانست به زودى ناتوان مىشود و حمزه بن عمرو را برقرار داشت براى آنكه مىدانست او قدرت و توان روزه همه روز را دارد .
و سوّم - اينكه معناى لا صام اين است كه او از دشوارى و زحمت آن را مىيابد ، پس آن خبر است نه دعاء . . .
و در شرح حديث يك روز روزه بگير و يك روز بخور گفت : علماء در آن اختلاف
الغدير ( فارسى ) — صفحة 424
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٢٤