- و از روز خندق كه على به نبرد با عمرو بن عبدود برخاست شمشيرى بر شمشير و به شمشيرش آن يل را از پاى درآورد .
- وقتى كه گفت : هركس كه من مولاى اويم ، تو نيز مولاى اويى ، خدا هرسرگردانى را به تو هدايت مىكند .
- تو براى من به منزلهء هارون از موسايى ، جز اينكه بعد از من ديگر پيامبرى نخواهد آمد .
- بازگشت سريع خورشيد ، نشانهء درخشندهاى است كه از انجام آن هرانسانى عاجز و قاصر است .
- و براستى كه در داستان افعى و پنهان كردنش در كفش و پاپوش او نشانى از كينه توزى و حماقت دشمنان است .
- و داستان مرغ بريان خود برهانى است براى هركسى كه از روى تعمّد و دشمنى از خطر او منحرف شده باشد .
- و سؤال كن از روزى كه او بالاى منبر بود و مردم از پيدا شدن اژدهايى به هراس افتادند .
- پس فرمود : راه را بر او بازگذاريد كه از آمدن او به سوى من زيانى نخواهيد ديد .
- پس اژدها آمد و از پلّههاى منبرش بالا رفت ، در حالى كه به زبان نرم گنهكارى همهمه مىكرد .
- كيست جز او كه درونش پر از دانش نهائى باشد و كيست غير از او كه بگويد : از من بپرسيد پيش از آنكه مرا از دست دهيد ؟
- و كيست كه جان خود را فداى جان پيامبر كرد ، در حالى كه اطراف فراش پيامبر را كفّار و طاغيان گرفته بودند ؟
- كيست كه خانه خدا زادگاه او بوده و خداوند او را از زيان و دشمنى دشمنان مصون داشت ؟
- كيست جز او كه با خدا سخن گفت و پيامبرى در نهان و آشكار به دو تقويت يافت ؟
- كيست كه در روز خيبر پرچم به او داده شد هنگامى كه آتش جنگ شعلهور گشته بود و دو لشگر از نبرد احتراز مىكردند ؟
الغدير ( فارسى ) — صفحة 28
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٢٨