تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧

3 سريجى اوالى ( م 750 )

- بايد دلى سخت داشته باشم كه اشك از مژگانم جارى نسازم . - پس چگونه زياد اشك نريزد جوانمردى كه گرفتار عشق و اندوه شده است . - اى بانوى پرده‌نشين ! كاش دين خود را ادا كرده بودى و از خلف وعده و خشونت دست برمىداشتى . - اگر در زمان بلقيس بودى ، هرآينه بلقيس براى سليمان بن داود عليه السّلام دلربايى نمىكرد . - اى دل ! تا كى به خوب‌رويان مرا گرفتار مىكنى ، و حال آنكه خرا مرا از اين منع مىكند . - و دوستى امير المؤمنين حيدر مرا از لهو و طرب بازمىدارد . - اى شب‌نشين من ! از مناقب او بگو و صحبت تل نجد و نعمان را رها كن . - هلاك‌كنندهء دليران و كشنده سركشان و بخشندهء عطايا و پناه خطاكار بيمناك . - به شمشير او اسلام استوار شد وقتى كه بتها را شكست و فروريخت ، و چه بزرگ است اين بت‌شكن دين ياور . - اى كسى كه مرا سرزنش مىكنى ، بپرس از روز احد و بدر و خيبر . - و از روز صفين كه دلها همه بيمناك و حيران بود و از حنين هنگامى كه دو گروه به‌هم افتادند .