و اين قول كه حرام ، شراب مستكننده است و آنچه بيش از مست شدن باشد حلال است محقّقين آن را رد كردهاند ، چنانچه مصنّف ( يعنى نسايى ) هم آن را ردّ كرده است .
و در تفسير طبرى از قتاده روايت شده كه حرمت شراب در آيه سورهء مائده ، چه قليلش و چه كثيرش ، آنچه مستى آورد يا مستى نياورد . و عبد بن حميد آن را نقل كرده است . « 1 »
ابو حنيفه « 2 » به اسنادش از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله قول آن حضرت را نقل كرده : شراب حرام شده به نفس خودش ، قليل آن و كثير آن ، اندك و زياد آن و مستكننده از هرمشروبى .
و خطيب آن را در تاريخ بغداد از ابن عبّاس روايت كرده و لفظ آن اين است : حرمت الخمر بعينها قليلها و كثيرها و المسكر من كل شراب . « 3 »
و عمر البتّه شراب را حلال كرد آنگاه كه پخته شود و دو سومش برود . و چون وارد شام شد به او شكايت كردند از بيمارى و با زمين را تا آنكه گفتند : آيا براى تو رواست كه براى خودت از اين شراب قرار دهى چيزى را كه مستى نياورد ؟ گفت : بلى ، آن را بپزيد و طبخ كند تا آنكه دو سومش برود و يكسومش بماند . پس عمر ايشان را امر كرد كه از آن بنوشند و به فرماندارانش نوشت كه به مردم شرابى را بدهيد كه دو سومش رفته و يك سومش باقىمانده باشد . « 4 »
و محمود بن لبيد انصارى گويد : عمر بن خطاب هنگامى كه وارد شام شد اهل شام به او شكايت كردند و باء زمين و سنگينى آن را ، و گفتند ما را اصلاح نمىكند مگر اين شراب . عمر گفت : بنوشيد اين عسل را ! گفتند : عسل ما را اصلاح نمىكند . پس مردى از اهل زمين شام گفت : آيا براى تو هست كه براى اين شراب قرار دهيم چيزى كه مستى نياورد ؟ گفت : آرى . پس آن را پختند تا دو سومش رفت و يكسوم آن باقى ماند ، براى
هامش
( 1 ) . تفسير ، طبرى : 2 / 104 ؛ الدرّ المنثور : 2 / 316 .
( 2 ) . جامع مسانيد ، ابو حنيفه : 2 / 183 .
( 3 ) . تاريخ بغداد : 3 / 190 .
( 4 ) . سنن ، بيهقى : 8 / 301 و 300 ؛ سنن ، نسايى : 8 / 329 ؛ سنن ، سعيد بن منصور در كنز العمال : 3 / 109 ؛ تيسير الوصول : 2 / 178 ؛ جامع مسانيد ، ابو حنيفه : 2 / 191 .