تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
و ابن منذر از محمّد بن كعب قرظى نقل كرده حديثى كه در آن است : آنگاه نازل شد آيه چهارمى كه در سورهء مائده است ، پس عمر بن خطاب گفت : منتهى شديم اى پروردگار ما ! امينى گويد : نخواستم به بازگوكردن اين احاديث ، انبات شرابخوارى و ميگسارى را بر خليفه در ايّام دوره جاهليّت ، زيرا كه اسلام آنچه را قبل از آن بوده قطع مىكند :
لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فِيما طَعِمُوا إِذا مَا اتَّقَوْا وَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَ آمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَ أَحْسَنُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
« 1 » بر كسانى كه ايمان آوردند و عملى صالح انجام دادند گناهى نيست در آنچه خوردند ، هرگاه پرهيزكار شدند و ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند ، سپس پرهيز كردند و ايمان آوردند پس پرهيز كردند و نيكى نمودند و خدا نيكوكاران را دوست دارد . بلكه نهايت برادرى آگاه‌كردن خواننده بر مقدار علم خليفه به كتاب خدا و حدود معرفت اوست به مفاهيم و مقاصد آيات خدا و اينكه او نمىدانست و نمىشناخت منع را از قول خداى تعالى :
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِما إِثْمٌ كَبِيرٌ
سؤال مىكنند تو را از مشروب و قمار ، بگو در آن‌دو گناه كبيره است . و به تحقيق كه نازل كرده بيانى براى نهى از آن و اصحاب هم آن را شناخته‌اند و عايشه گويد : چون سورهء بقره نازل شد ، در آن تحريم شراب بيان شد . پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از آن نهى كرد . « 2 » و بيان قطعى و جدّى در مقام معرفى از خطر و منع ، بهتر از آن نبود و مخصوصا به ملاحظه امثال قول خداى تعالى :
إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ الْإِثْمَ وَ الْبَغْيَ
« 3 » جز اين نيست كه پروردگار من حرام كرد زشتىها را آنچه ظاهر باشد و آنچه باطن باشد و گناه و ستم ناحق را . از آيات وارده در « اثم » است كه به صراحت تمام حرام شده ، اثمى كه فريادزده آيهء اوّلى به وجود آن در خمر و شراب و اثم ، گناه است ، و آثم و
هامش
( 1 ) . مائده 5 / 93 . ( 2 ) . تاريخ ، خطيب بغدادى : 8 / 358 ؛ الدر المنثور ، سيوطى : 1 / 252 . ( 3 ) . اعراف 7 / 33 .