شما تلاوت شد آنچه در آن است از انواع موانع و نواهى ، پس آيا شما با اين موانع دست برمىداريد و منتهى مىشويد يا شما بر همان روش قبلى هستيد كه گويا موعظه نشده و منعى از شما نگشته است . « 1 »
و بيضاوى گويد : در قول خداى تعالى
فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ
اعلان و آگهى است به اينكه امر در منع و ترسانيدن به نهايت رسيده و عذرها و بهانهها منقطع شده و ديگر پذيرفته نمىشود . « 2 » و اين تأويل و بيان خواستن بعد از بيان و منتهى نشدن پيش از منع شديد و تهديد از خليفه نبود مگر براى عشق و علاقه به شراب و اينكه او شرابخوارترين مردم بود در جاهليّت ، چنانچه قول خود او افشا مىكند و فاش مىسازد در خبرى كه ابن هشام نقل كرده است ، من از اسلام دور بودم و در جاهليت ميخانه و ميكده داشتم . شراب را دوست داشتم و مىنوشيدم و محفلى داشتم كه در آن بزرگان قريش در بازار ( جنب مسجد الحرام ) جمع مىشدند ، در نزديك منزل عمر بن عبد بن عرمان مخزومى پس من شبى بيرون آمدم و به سراغ دوستانم كه در مجلسشان بودند رفتم ، پس آمدم و هيچكس از ايشان را نديدم ، گفتم : اگر من بروم نزد فلان مىفروش كه در مكّه شراب مىفروخت شايد پيش او شرابى بيابم و از آن بنوشم . « 3 »
و در آن خبرى كه بيهقى در سنن الكبرى نقل كرده از عبد اللّه بن عمر از قول پدر بزرگوارش در دوران خلافتش آمده : به درستى كه من شرابخوارترين مردم در جاهليّت بودم و شراب مثل زنا نيست . « 4 »
و از اينجا خليفه به دعوت اختصاص پيدا كرد كه پيامبر بزرگوار صلّى اللّه عليه و آله بر او آيات نازل در شراب را قرائت فرمود و او از كسانى بود كه آن را تأويل مىكرد و دست از آن برنمىداشت تا آنكه آيه منع شد و تهديد به آيهء مائده نازل شد و آن آخرين سوره از
هامش
( 1 ) . الكشاف ، زمخشرى : 1 / 433 .
( 2 ) . تفسير ، بيضاوى : 1 / 357 .
( 3 ) . سيره ، ابن هشام : 1 / 368 .
( 4 ) . سنن الكبرى : 10 / 214 ؛ سيره ، عمر بن جوزى 98 ؛ كنز العمال : 3 / 107 ؛ منتخب كنز در حاشيهء مسند احمد : 2 / 428 ؛ خلفاء راشدين ، عبد الوهاب بخار 238 .