تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧
- به ايشان گفتم : امّا دعواى اجماع شما ممنوع است ، زيرا كه ضدّ آن شايع و مشهور است . - و كدام اجماعى در اينجا برگزار شده است ، در حالى كه هيچ‌يك از بزرگان و نيكان در ميان آنها نبودند . - چون على كه برادر پيامبر بود ، و عبّاس و آنگاه زبير كه ايشان بزرگان مردمند . - و در ميان ايشان سعد بن عباده نبود ، و نيز براى قيس پسر سعد هم اراده و نظرى نبود . - و نه ابوذر بود ، نه سلمان ، نه ابو سفيان و نه نعمان . - يعنى پسر زيد ؛ و نه مقداد در ميان آنان بود ، بلكه ايشان شكستند و ويران كردند آنچه را كه ديگران بنا كرده بودند . - و ديگران ، از افرادى كه محترم و بزرگ بود ، نه به خلافت آنها راضى شدند و نه آن را اختيار كردند . - پس گفته نشود كه آن اجماع است ، بلكه بيشتر مردم اطاعت و پيروى از او نمودند . - لكن كثرت و اكثريّت ، حجّت و دليل نيست ، بلكه چه بسا برعكسش كه اقليّت باشد ، حجّت و دليل است . - پس خداى تعالى در موارد بسيار از اقليّت تمجيد و از اكثريّت مذمت كرده است . - پس بىترديد اجماع ساقط است ، مگر هنگامى كه در دين مباحثه نماييد و اقامهء اجماع كنيد . - و چگونه شما ادعاى نصّ نموديد ، و حال آنكه آن را از كمى منع نموديد . - آيا اين شما نبوديد كه گفتيد : پيامبر بدون وصيّت از دنيا رفت ؟ در حالى كه عقيدهء من چنين نيست . - لكن من براى ملزم‌كردن شما موافقت كردم و ملتزم به اين قول نيستم . - زيرا من همانند خورشيد مىدانم كه نصّ پيامبر در غدير خم روشن و از هراشتباهى به دور است . - و شما نيز حديث غدير را نقل كرده‌ايد ، همچون نقل‌كردن ما ، ولى آن را ترك كرديد .