تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
كنيد . فورا او را آوردند . گفت : اين زن از تو شكايت مىكند . گفت : آيا در امر غذا و آشاميدنى شكايت دارد ؟ گفت : خير ، بلكه در امر دورى تو از آميزش و همخوابگى با او ناراضى است . زن اين دو بيت را سرود : - اى قاضى درستكار ! سوگند بده او را كه آيا همسر مرا مسجدش از آميزش من غافل كرده است . - روزوشب به خواب نمىرود ، من در امر زناشويى او را سپاس نمىكنم . پس شوهرش انشاد كرده و گفت : - مرا از همخوابگى او و از زينت‌ها بازداشته ، چون‌كه من مردى هستم كه آنچه نازل شده در سورهء نمل و در هفت سورهء بزرگ و در كتاب خدا مرا پريشان كرده و ترسانده است . قاضى به او گفت : به درستى كه او را بر تو حقى است ، چهار شب نصيب و حظ او است براى كسى كه عاقل باشد و بفهمد . پس اين حق را به او بده و از خودت عذرها را ترك كن . سپس گفت : خداوند تعالى براى تو حلال كرده از زن‌ها دوتا سه‌تا و چهارتا را . پس براى توست سه شبانه روز و براى او است يك روزوشب . عمر گفت : من نمىدانم از كدام‌يك از شما تعجّب كنم . آيا از سخن زن يا از حكم و قضاوت تو در بين آنها ، برو كه من تو را والى بصره نمودم . صورتى ديگر : از قتاده و شعبى روايت شده است : زنى نزد عمر آمد و گفت : شوهر من شب‌ها را عبادت مىكند و روزها را روزه مىگيرد . عمر گفت : هرآينه نيكو گفتى ، درود بر شوهرت . پس كعب بن سوار گفت : شكايت از شوهرش دارد . عمر گفت : چه‌طور ؟ گفت : ادعا مىكند كه براى او از شوهرش بهره‌اى نيست . گفت : پس اگر اين‌گونه فهميدى ميان آنها قضاوت كن . گفت : اى امير مؤمنان ! خداوند حلال كرده براى او چهار زن ، پس براى آن زن از هرچهار روز يك روز است و در هرچهار شب يك شب .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 137 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى