91 - علىّ بن حسام الدين مشهور به متقى هندى ، ( م 975 ) آن را در اكمال جمع الجوامع سيوطى در بخش فضايل امير المؤمنين عليه السّلام ذكر كرده است . « 1 »
92 - شيخ ابراهيم بن عبد اللّه وصّابى يمنى شافعى ، در كتاب الاكتفاء از قول ابى نعيم در كتاب المعرفة و از حاكم و خطيب روايت كرده است و به آن احتجاج نموده در فضل علم على عليه السّلام ، بدون اينكه هيچ اشكالى در سند و دلالت آن وارد نمايد .
93 - شيخ جمال الدين محمّد طاهر هندى ، ( م 986 ) آن را در تذكرة الموضوعات ذكر كرده و حسن دانسته و گفته كسى كه حكم به دروغ بودن آن كند قطعا اشتباه كرده است .
94 - ميرزا مخدوم عبّاس بن معين الدين جرجانى ( شيرازى ) ( م 988 ) آن را در فصل دوم از نواقض الروافض ياد كرده و از فضايل امير المؤمنين عليه السّلام شمرده و از ترمذى بدون هيچ اشكالى در آن نقل كرده است .
95 - شيخ بن عبد اللّه عيد روس ، ( م 990 ) آن را در العقد النبوى و السرّ المصطفوى از بزّاز و طبرانى و حاكم و عقيلى و ابن عدى و ترمذى ياد كرده ، بدون ايراد ضعف در سند آن روايت كرده است .
96 - جمال الدين محدث عطاء اللّه فضل اللّه شيرازى ، ( م 1000 ) آن را در كتابش الاربعين ، - حديث شانزدهم آن ياد كرده است - و در مطلب اوّل از كتابش به نام تحفة الاحباء من مناقب آل العبا هم آورده است .
97 - ابو العصمه محمّد معصوم بابا سمرقندى ، آن را در فصل دوم از رسالهء الفصول الاربعه ياد كرده و احتجاج كرده به آن بر كسى كه به ابو بكر بدگويى نموده ، به سبب غصب فدك ، و انكار كرده با اين حديث گواهى امير المؤمنين عليه السّلام از فاطمه عليها السّلام را به سبب مقام علمى او كه به واسطهء اين حديث ثابت شده است .
98 - شيخ على قارى هروى حنفى ، ( م 1014 ) در كتاب المرقاة در شرح المشكاة ياد نموده است .
99 - حافظ شيخ عبد الرئوف بن تاج العارفين مناوى شافعى ، ( م 1031 ) آن را در التيسير
هامش
( 1 ) . كنز الاعمال : 6 / 156 .