تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
محبوب‌ترين و بهترين افراد نزد من اصحابم هستند ، آنها كه به من ايمان آوردند و تصديقم كردند و عزيزترين ، بهترين ، گرامىترين و برترين اصحابم در دنيا و آخرت ابو بكر صديق است ، زيرا مردم تكذيبم كردند و او تصديقم نمود ، مردم به من كافر شدند و او ايمان آورد ، مردم مرا ناراحت كردند و او به من مهر ورزيد ، مردم مرا ترك كردند و او همدم من آمد ، مردم از من دورى جستند و او به من زن داد ، مردم از من بريدند و او به من گرويد و مرا بر نفس و اهل و مالش ترجيح داد ؛ خداوند از جانب من به او در روز قيامت پاداش خير دهد . هركس مرا دوست دارد ، بايد او را دوست داشته باشد و هركس مىخواهد به من احترام كند ، به او احترام كند و هركس مىخواهد به خدا نزديك شود ، گوش به حرفش دهد و از او اطاعت نمايد ، او جانشين من در ميان امتم مىباشد . اين روايت را صفورى به نقل از روض الافكار آورده و جردانى نيز آن را حكايت كرده است . « 1 » اين روايت از ساخته‌هاى متأخران است كه در هيچ اصل و سندى ديده نشده است و هرقسمتى از جمله‌هاى آن را روايات صحيحى كه در كتب و مسانيد آمده ، تكذيب مىكند . 45 - از ابراهيم بن عبد الرحمن بن عوف نقل شده كه گفت : عبد الرحمن با عمر بن خطاب بود كه محمد بن مسلمه شمشير زبير را شكست ، آنگاه ابو بكر به پا خواست و براى مردم خطبه خواند تا آنكه گفت : على ، رضى اللّه عنه ، و زبير گفتند : ما غضب نكرديم ، مگر براى آنكه در امر مشورت كنار گذارده شديم ، و گرنه ما ابو بكر را سزاوارترين فرد به خلافت بعد از رسول خدا مىدانيم ، زيرا او همراه رسول خدا در غار بود و ما به شرافت و بزرگوارىاش آگاهيم و رسول خدا در زمان حيات خويش به او امر فرمود كه با مردم نماز بخواند . اين مطلب را حاكم با سند خود آورده است . « 2 » اين روايات به طور كلى باطلند ، زيرا به طورى كه در آينده خواهيد ديد ، روايات زيادى از طريق اهل سنت كه بعضى صحيح و بعضى حسن هستند ، از مولايمان
هامش
( 1 ) . نزهة المجالس : 2 / 173 ؛ مصباح الظلام : 2 / 24 . ( 2 ) . المستدرك : 3 / 66 .