پروردگار عالميان را زيارت خواهيم كرد . « 1 »
مايهء تاسف است كه ابو بكر و عمر اين نص دروغ را فراموش كردند و در روز سقيفه اين وزارت منصوص را انكار نمودند .
37 - به طور مرفوع از رسول خدا آمده كه به ابو بكر و عمر فرمود : بعد از من كسى بر شما امير نخواهد شد .
صفورى آن را به طور مرسل ذكر كرده و گفته است : اين روايت صريح در خلافت آنها بعد از رسول خداست . « 2 »
شبلنجى از بسطام بن مسلم ، از رسول خدا آن را نقل كرده است « 3 » ، در صورتى كه ابو بكر و عمر هيچگونه آگاهى از اين دروغ نداشتند و اگر مىداشتند ، آشكار مىشد و يا انكار استخلاف رسول خدا از جانب آنها آشكار نمىگرديد .
38 - از انس از على بن ابى طالب ، رضى اللّه عنه ، آمده كه گفت : رسول خدا به من فرمود : خداوند به من امر فرمود كه ابو بكر را پدر و عمر را مشير و عثمان را آقا و ترا اى على ، داماد خود قرار دهم . خداوند براى شما چهار نفر در ام الكتاب اخذ ميثاق فرموده است و شما را دوست ندارد مگر مؤمن پرهيزگار و دشمن ندارد مگر منافق بدكار ؛ شما جانشينان ، پيمان پذيران و حجتهاى من بر امتم مىباشيد .
ابن عساكر و خطيب بغدادى آن را به سند خود آوردهاند « 4 » و خطيب گفته است : اين حديث نادرست است و فكر نمىكنم جز ضرار بن سهل و غباغبى ، كسى آن را روايت كرده باشد ، در صورتى كه هردو نفر آنها مجهولند .
ذهبى آن را ذكر كرده و گفته است : اين خبر باطل است و معلوم نيست كه مردكى چون ضرار بن سهل كيست ؟ « 5 » و ابن بدران نيز گفته است : متن اين حديث گواه بر
هامش
( 1 ) . نزهة المجالس : 2 / 191 .
( 2 ) . همان : 2 / 192 .
( 3 ) . نور الابصار 55 .
( 4 ) . تاريخ الشام : 4 / 286 و 7 / 286 ؛ تاريخ بغداد : 9 / 345 .
( 5 ) . ميزان الاعتدال : 1 / 472 .