نادرستى آن است . « 1 »
39 - از زيد بن جلاس كندى آمده كه گفت : از رسول خدا در مورد خليفهء بعد از او پرسيدم ، در جواب فرمود : ابو بكر است .
ابو عمر در استيعاب در شرح حال زيد آن را با سندش آورده و گفته است : اسنادش قوى نيست .
40 - از على امير المؤمنين ، رضى اللّه عنه ، آمده كه گفت : رسول خدا پيش از وفاتش مخفيانه به من فرمود : ابو بكر ، سپس عمر ، سپس عثمان و بعد از او من ولى امر و سرپرست مسلمانان خواهيم بود .
41 - از على امير المؤمنين آمده كه گفت : رسول خدا از دنيا نرفت ، مگر آنكه به من سفارش كرد كه ابو بكر ، سپس عمر ، سپس عثمان و پس از او من ولى امر و سرپرست مسلمانان خواهيم بود ، منتها همگى با من موافقت نخواهند كرد .
42 - از امير المؤمنين على آمده كه گفت : خداوند اين خلافت را با دستهاى ابو بكر افتتاح كرد و بعد از او عمر و عثمان را خليفه قرار داد ، و بعد از آنها خلافت را به وسيلهء من با مهر نبوت محمد ختم فرمود .
اين سه روايت را محب الدين طبرى به طور مرسل و بىسند آورده و گفته است : بعيد است كه اين احاديث درست باشد ، زيرا على از بيعت با ابو بكر تا شش ماه تخلف كرد و اگر بگوييم كه او در اين مدت ، اين احاديث را فراموش كرده بود ، باز بعيد است . به علاوه ، توقف او در امر عثمان بر تحكيم ، نيز مؤيد اين حقيقت است و اگر رسول خدا به او سفارش كرده بود ، بىدرنگ بدان مبادرت مىكرد ، نه توقف .
43 - ديلمى از امير المؤمنين و او از رسول خدا آورده كه فرمود : جبرئيل نزد من آمد و گفتم : چه كسى با من مهاجرت مىكند ؟ گفت : ابو بكر ، آن كس كه بعد از تو ولى امر مسلمانان خواهد بود و برترين فرد امتت مىباشد . « 2 »
44 - على ، رضى اللّه عنه ، گفت كه رسول خدا فرمود : عزيزترين ، گرامىترين ،
هامش
( 1 ) . تاريخ الشام : 7 / 286 .
( 2 ) . كنز العمال : 6 / 139 .