از آن نيز روايت « اگر رسول خدا كسى را جانشين قرار دهد ، حتما ابو بكر است و عمر » را از عايشه آورده و آن را صحيح شمرده « 1 » و ذهبى هم آن را تأييد كرده است .
4 - از عبد اللّه بن عمر روايت شده كه رسول خدا فرمود : اى بلال ، در ميان مردم اعلام كن كه خليفهء بعد از من ابو بكر است . اى بلال ، در ميان مردم ندا در ده كه خليفهء بعد از ابو بكر ، عمر است . اى بلال ، در ميان مردم ندا در ده كه خليفهء بعد از عمر ، عثمان است .
اى بلال ، اين را انجام ده كه خداوند جز اين نمىخواهد و سه بار اين مطلب را گفت .
اين خبر را ابو نعيم در فضائل الصحابة آورده است و خطيب بدون آنكه كوچكترين عيبى از آن بگيرد ، نقل كرده است « 2 » و ابن عساكر در تاريخ الشام آورده است و ذهبى نيز به اسناد دارقطنى و عمرو بن شاهين آن را روايت كرده و گفته است : اين حديث ساختگى است . « 3 » دربارهء سعيد بن عبد الملك كه يكى از رجال اسناد است ، ابو حاتم گفته است : دربارهاش مىگويند كه او احاديث دروغ روايت مىكرده است .
چرا هرگز گوش مردم دنيا نداى بلال را در مورد خلافت ، چنان كه در اين روايت جعلى آمده ، نشنيده است ؟ آيا او از فرمان رسول خدا در مورد اعلام جانشينى پيامبر اكرم سرپيچى كرده و آن را اعلام نكرده بود ؟ يا آنكه خداوند گوش امت محمد صلّى اللّه عليه و آله را كر كرده و كسى آن را نشنيد ؟ حقيقت اين است كه هرگز رسول خدا چنين فرمانى را صادر نفرموده بود و بلال نيز آن را اعلام نكرده و به گوش مردم نرسانده بود ، ليكن هوا و هوسها بعد از گذشت روزگاران گوشهايى آفريده و آن ندا را از كسانى كه به آنها اعتماد نمىتوان كرد ، شنيده است .
5 - به طور مرفوع از رسول خدا آمده است : ابو بكر بعد از من زمامدار امتم خواهد بود .
ذهبى آن را آورده و گفته است : اين خبر دروغ است كه محمد بن عبد الرحمن گمنام آن را آورده است يا ابن قراد كه كذاب و وضاع است « 4 » و قبلا از او سخن رفت . « 5 »
هامش
( 1 ) . المستدرك : 3 / 78 .
( 2 ) . تاريخ بغداد : 7 / 429 .
( 3 ) . ميزان الاعتدال : 1 / 387 .
( 4 ) . همان : 3 / 93 .
( 5 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 5 / 260 .