ذهبى قسمتى از اين حديث را آورده و حكم به ساختگى بودنش كرده « 1 » و قسمت ديگرش را نيز آورده و گفته است : اين حديث باطل است و گويا كه به نام اين مسكين ، يعنى هارون قطان ساخته شده و او نمىدانسته است ؛ البته ، براى آن اسناد باطل ديگرى نيز هست . آنگاه گفته است : در اين حديث احتمال درستى و سلامت نمىرود و ظاهر اين است كه اين حديث به نام ابن بابشاذ ساخته شده ، آنگاه او حديث ساخته شده و رواج پيدا كرده را بدون آنكه توجه داشته باشد ، روايت كرده است . « 2 »
فيروزآبادى قسمتى از ابتداى اين حديث را در خاتمهء سفر السعادة ، و عجلونى در كشف الخفاء آورده و آن را از مشهورترين احاديث ساختگى مشهور و از دروغهايى كه بطلانش با بداهت عقل معلوم است ، شمردهاند و سيوطى نيز آن را باطل دانسته است . « 3 »
3 - از عايشه آمده كه گفت : نخستين سنگ بناى مسجد را رسول خدا برداشت و ديگر سنگها را ابو بكر و عمر و عثمان حمل نمودند و من گفتم : اى رسول خدا ، آيا اينان را نمىبينى كه چگونه كمكت مىكنند ؟ فرمود : اى عايشه ، اينان جانشينانم بعد از من هستند .
حاكم آن را آورده و گفته است : اين روايت صحيح است ، منتها به اسناد سستى از روايت محمد بن فضل بن عطيه مشهور شده كه او متروك الحديث است . « 4 »
ذهبى در تلخيص المستدرك گفته است : احمد منكر الحديث است و از دلايلى كه عليه مسلم داريم ، اين است كه آن را در زمرهء احاديث صحيح آورده است و يحيى اگر چه ثقه است ، اما ضعيف است . به علاوه ، اگر اين حديث صحيح باشد ، نص در خلافت اين سه نفر است ، در صورتى كه به هيچ وجه درست نيست ، زيرا عايشه در آن وقت همسر رسول خدا نشده بود و بچهء كوچكى بيش نبوده است ، پس اين گفتارش دليل بر بطلان حديث خواهد بود .
افسوس بر حاكم كه از عايشه اين روايت را آورده و آن را صحيح شمرده است و پيش
هامش
( 1 ) . ميزان الاعتدال : 3 / 31 .
( 2 ) . همان : 3 / 246 .
( 3 ) . اللئالى المصنوعة : 1 / 150 .
( 4 ) . المستدرك : 3 / 97 .